محمد محسن مستوفى
65
زبدة التواريخ ( فارسى )
از پيش « 1 » طيب « 2 » حركت كرده با جمعى از سپاه خود قزلباش را در ميان گرفته ايشان را شكست داده ، خليفه خود را به حصار خرابهاى رسانيده تا سى و پنج روز در آنجا با گوشت اسب مدار گذرانيده تا بالاخره به امان آماده او را گرفته به قتل رسانيدند . صاحب احسن التواريخ نقل كرده است كه در آن جنگ چهار هزار و هفتصد اوزبك كشته شده بود . آمدن عبيد الله خان به هرات حسب الاشارهء اهل هرات - چون اهل هرات بعد از بىحساب و تعديات صوفيان خليفه از زيادتى جبر و ستم خضر چلبى نايب و عمال آنجا به جان رسيده ، در خفيه كس فرستاده با عبيد خان « 3 » [ در جزو عهد و پيمان كرده عبيد خان « 4 » ] به حوالى هرات رفته شبى يكى از اهل هرات بيرون آمده ، سيصد نفر اوزبك را از برجى كه با او بود داخل كرده شهر را به تصرف اوزبكيه داده جمع كثيرى از غازيان در آن شب به قتل رسيده ، ذخاير و دفاين مردم را به شكنجه اقرار كشيده ، خضر چلبى نايب هرات و جمعى از خواجهها و غازيان خود را به قلعهء اختيار الدين رسانيده در آنجا متحصن شدند . و اموال و اسباب و خزاين صوفيان خليفه كه به جبر از مردم گرفته بود تمام نصيب عبيد خان شده ، بعد از آن عبيد خان در باب خضر چلبى و ما بقى متحصنين قلعهء اختيار الدين قسم خورد كه جان ايشان را امان دهد . چون ايشان از قلعه بيرون آمدند ، مال و اسباب ايشان را تمام گرفته خودشان را با كوچ به بخارا فرستاده در عرض راه همه را به قتل رسانيدند . و بعد از آن چهار ده ماه هرات در تصرف اوزبكيه بود تا آنكه نواب شاه طهماسب از مقدمهء رومى و آذربايجان فارغ شده متوجهء خراسان شده ، در سنهء 943 ق / 1536 م روانهء خراسان گرديده « 5 » كوچ بر كوچ مىآمدند « 6 » . در آنوقت عبيد خان نيز از هرات به ارادهء تسخير مشهد مقدس آمده ، بلدهء طيبهء مشهد را محاصره نموده بود كه خبر رسيد قزلباش به محال نسا رسيده ، متوجهء دار السلطنهء هرات شدهاند . عبيد الله نيز دست از محاصرهء مشهد برداشته لشكر خود را از اطراف جمع كرده ، بعد از كنكاش و مشوره به جنگ از سركردگان ، راضى به جنگ قزلباش نشده از مدار حوالى هرات مراجعت و از راه بلخ روانهء بخارا شده . [ 350 ] آمدن نواب جنت مكان به دار السلطنهء هرات و رفتن به قندهار - آنكه چون خبر
--> ( 1 ) - ملى و نم : پيش افتاده است ( 2 ) - آ : طيب افتاده است ، ملك : تيپ ( 3 ) - ملى : سيد خان ( 4 ) - ملك : درون قلاب افتاده است ( 5 ) - دو ملى : شده ( 6 ) - آ : مىآمد