محمد محسن مستوفى

66

زبدة التواريخ ( فارسى )

معاودت عبيد خان رسيد ، اردوى معلى « 1 » در كمال سرعت حركت نموده وارد دار السلطنهء هرات گرديده ، مشخص شد كه عبيد خان كوچ بر كوچ به تركستان رفته ديگر به جماعت اوزبكيّه نمىرسند ، نزول اجلال و توقف در هرات فرموده ، شاهقلى سلطان مهر دار را به طبس نزد سام ميرزا فرستاده ، سام ميرزا را استمال نموده به اردوى معلى آورده جمعى كه منشاء اين فتنه شده بودند « 2 » به قتل رسانيده ايالت و اختيار خراسان را به شاهزادهء كامكار سلطان محمد ميرزا داده ، محمد خان شرف الدين اغلى را للهء ميرزا فرموده ، امير الامرايى خراسان را « 3 » علاوه داده زمستان را در هرات گذرانيده ، اول فصل بهار به جانب قندهار روانه شده ، در كنار آب هيرمند امير سلطان روملو را با جنود غير معدود پيش فرستاده . خواجه كلان حاكم قندهار چون توجهء رايات جاه و جلال را به جانب قندهار شنيده مخالف و مضطرب شده ، گنجى خواجهء خويش را نايب قندهار كرده خود به سند رفته ، نواب جنت مكان وارد قندهار و بناى محاصره گذاشته ، خواجه گنجى خان تاب مقاومت و محاصره نياورده به اتفاق جمعى از اعيان و اشراف قندهار كليد قلعه [ را برداشته به خدمت اشرف آورده قلعه را ] « 4 » به تصرف اولياى دولت قاهره داد . [ شاه طهماسب ] حكومت قندهار را به بوداق خان شفقت فرموده و جمعى از سپاه را نيز مأمور و مقرر فرمود كه در آنجا در نزد حاكم آنجا باشند و خود عنان عزيمت به صوب دار السلطنهء هرات معطوف داشته معاودت نموده ، چون اين خبر به عبيد الله خان رسيده خوف زياد كرده ، ايلچيان با هدايا و پيشكش و تحف بسيار فرستاده ، نامه مشتمل بر تهنيت و مباركباد و عذرخواهى بسيار كرده و قطع طمع از خراسان نموده ، نواب جنت مكان نيز از تقصيرات او گذشته ارادهء تركستان را موقوف [ داشت ] . سنهء 944 ق « 5 » / 1537 م از مقدمهء خراسان خاطر جمع كرده خبر حركت سلطان سليمان نيز رسيده بود ، روانهء عراق گرديده آه دل مظلومان و مقتولان خراسان نيز ديگر به درجهء اعلى رسيده ، تير دعاى مظلومان به هدف اجابت مقرون گرديده ، عبيد الله خان به دار البوار شتافته اهل خراسان حيث الواقع از فتنه و ظلم آن مردود رستند . [ 351 ]

--> ( 1 ) - ملى ، نم و د : معلى افتاده است ( 2 ) - منظور اقدام سام ميرزا در حمله به قندهار است ( 3 ) - آ : را افتاده است ( 4 ) - ملى ، نم و د : درون قلاب افتاده است ( 5 ) - ملى ، ملك و نم : 964