محمد محسن مستوفى
61
زبدة التواريخ ( فارسى )
وارد خراسان شده حكومت و اختيار خراسان را به نواب بهرام ميرزا برادر خود داده « 1 » و امير الامرايى را به غازى خان تكلو داده و للهء نواب ميرزا فرموده و همه جا حكام تعيين كرده خود به عراق مراجعت كرده ، چون خبر مراجعت به عراق ، به عبيد الله خان رسيده باز در سال ديگر طمع او به حركت آمده ، قمش اغلان « 2 » را با امراى اوزبكيه به خراسان فرستاده از راه سرخس به مشهد مقدس آمده ، نلتاش سلطان استاجلو حاكم مشهد با اغزيوار خان ميرزا « 3 » سر راه گرفته در حوالى جام دست يازى شده ، اوزبكيه شكست خورده فرار نمودند . آمدن عبيد الله خان مرتبهء ششم در سنهء 938 ق / « 4 » 1531 م - باز متوجهء خراسان شده مجددا هرات را محاصره نموده ، عبد العزيز خان پسر خود را به مشهد مقدس فرستاده ، قمش اغلان را بر سر استر آباد با جمعى سپاه ، و همچنين به هر ولايتى « 5 » حاكمى با سپاه فرستاده ، نلتاش « 6 » سلطان و اغزيوار خان نيز توقف مشهد را صلاح ندانسته ، هر دو از مشهد بيرون آمده ، مشهد را خالى كردند . و حكام خراسان هر يك ولايت خود را گذاشته به سمتى رفتند . اما ذوالقدر سلطان حاكم دامغان تدارك قلعه دارى ديده ، از « 7 » گرايلى كومك خواسته ، ميرزا على خليفه حاكم گرايل « 8 » با لشكر خود به او ملحق شده در حوالى بسطام به يكديگر رسيدند و جنگ عظيمى شده ، اوزبكيه تاب مقاومت نياورده شكست خورده فرار بر قرار اختيار نمودند و مال و اسباب و دواب بسيار به دست حاكم دامغان افتاده و قمش اغلان كه به استر آباد آمده بود ، به ساوج بلاغ رفته بر سر اردوى محمد خان ذوالقدر كه حاكم استر آباد بود ، ريخته و تاخته « 9 » مراجعت نموده . عبد الله خان چون خبر شورش آذربايجان و گرفتارى شاه جنت مكان را در آن سمت شنيد محاصرهء هرات را شديد كرده ، يكسال و نيم به خاطر جمعى تمام در دور هرات نشسته قحط و تنگى به جايى رسيد كه سپاه رعايا را « 10 » از شهر بيرون كردند و آذوقهء ايشان را تصرف نمودند تا آنكه گوشت سگ و گربه نماند كه خوردند ، بالاخره به صلح راضى
--> ( 1 ) - آ : داده افتاده است ( 2 ) - آ : قميش اغلاق ( 3 ) - آ : ميرزا افتاده است ( 4 ) - آ : 948 ( 5 ) - ملى و د : ولايت ( 6 ) - ملى و د : ميباشى سلطان ( 7 ) - آ : از افتاده است ( 8 ) - د : ميرزا على حاكم و خليفه گرايل ( 9 ) - د : تاخت ( 10 ) - د : را افتاده است