محمد محسن مستوفى

62

زبدة التواريخ ( فارسى )

شدند . عبيد الله خان نيز قبول مصالحه « 1 » كرده به شرط آنكه بهرام ميرزا و غازيان تماما از زير طناب « 2 » خيمهء او بيرون روند ، بهرام ميرزا به آن نحو « 3 » راضى نشده باز قلعه‌دارى كردند ، تا مقدمهء آذربايجان فى الجمله فيصله يافته چاپار آمده خبر حركت شاه جنت مكان را به سمت هرات آورده نقارهء شاديانه در شهر زدند . غلغلهء عظيمى شده قرا سلطان و جانى بيگ سلطان كه از بلخ به كومك عبيد خان آمده بودند ، چون اين خبر را شنيدند همان شب در خفيه يك رأس برهء شير مست و يك رأس اسب و قدرى آذوقه به جهت بهرام ميرزا فرستاده هر شب آذوقه مىفرستادند و خدمت مىكردند . [ 348 ] آمدن شاه جنت مكان مرتبهء ديگر به خراسان - چون به حوالى استر آباد رسيد ، بدرخان استاجلو را با سه هزار كس به سركردگى القاص ميرزا به ايلغار فرستاده ، طلوع صبح « 4 » غافل به استر آباد كه بعضى در حمام و اكثرى در خواب و نماز بودند كه غوغاى عام در شهر شده ، قمش خان اغلان خان « 5 » حاكم آنجا با چند نفرى بيرون رفته به مرو گريخته ، چهار برادر او با پانصد اوزبك به قتل رسيده سرهاى آنها را به اردوى معلى فرستاده و شهر را تصرف كردند كه خون از دماغ اهل شهر بيرون « 6 » نيامده از آنجا صوفيان خليفه را با سيصد نفر به سبزوار فرستاده ايشان نيز به دستور غافل به سبزوار ريخته شهر را تصرف و همچنين حسين خان شاملو و اغزيوار خان را به نيشابور مقرر كرده به صوفيان خليفه ملحق « 7 » شده در حوالى نيشابور جنگ شده اوزبكيه شكست خورده فرار نموده ، خبر به عبيد خان « 8 » رسيده او نيز تاب مقاومت نياورده مشهد مقدس را گذاشته به هرات گريخته ، نواب جنت مكان متعاقب او وارد مشهد مقدس گرديده ، به رسيدن خبر ورود رايات جاه و جلال به مشهد عبيد الله خان نيز دست از محاصرهء هرات برداشته كوچ كرده روانهء بخارا شده ، در بيست و دوم شهر جمادى الثانى سنهء 939 ق / 1532 م اردوى معلى وارد هرات و نزول اجلال در باغ شهر فرموده ، غازى خان را به سبب بىحسابى كه در ايام محاصره با « 9 » مردم كرده بود ، مغضوب كرده از خزانهء عامره مبلغهاى كلى در عوض آذوقه و اسباب رعايا كه غازيان تصرف نموده بودند داده ، در

--> ( 1 ) - ملى و د : مصالح ( 2 ) - آ : طناب افتاده است ( 3 ) - نم و د : اين نحو ( 4 ) - آ : صبحى ( 5 ) - ملى ، نم و آ : خان افتاده است ( 6 ) - آ : بيرون افتاده است ( 7 ) - آ : ملحق افتاده است ( 8 ) - آ : عبد العزيز خان ( 9 ) - آ : بر