محمد محسن مستوفى
60
زبدة التواريخ ( فارسى )
قلعه دارى مشغول شدند . و عبيد خان نيز آمده « 1 » در ظاهر شهر نزول كرده در سر كوچه بندها مكرر محاربات عظيمه شده ، چون تاب مقاومت اوزبكيه را نياوردند ، احمد سلطان افشار شب از شهر بيرون آمده به فراه كه يكى از الكاى متعلقه « 2 » به او بود ، رفته قلعهء فوره را محكم كرده آنجا نشست و اغزيوار خان و يعقوب سلطان به سبزوار و مزينان رفته و حسين خان شاملو با غازيان شاملو چند ماه ديگر قلعه دارى كرده ، بالاخره از تنگى و فقدان آذوقه و عدم اسباب قلعه دارى عاجز شده بنا به صلح گذاشتند به شرط آنكه عبيد الله خان پس بنشيند . عبيد الله خان نيز راضى شده چند كوچ پس نشسته ، حسين خان « 3 » نيز با كوچ و تبعه و احمال و اثقال « 4 » خود و غازيان و جمعى از اهل شهر سالما غانما « 5 » با اسباب بيرون آمده به سيستان رفتند . و عبيد الله خان خراسان را تصرف كرده بسيارى از مردم را به قتل رسانيده ، حسين خان مزبور نيز جماعت پشت زره را كه ياغى بود ، تاخت كرده از آنجا به كبچ و مكران رفته قتل و غارت بسيارى كرده ، نواب جنت مكان « 6 » چون از مقدمهء بغداد فارغ شده روانهء خراسان شدند . [ 347 ] آمدن شاه جنت مكان بعد از فراغ از انجام امور بغداد كه حسب خواهش تمشيت داده بود [ به سمت خراسان ، حسن بيگ مورخ نقل كرده است كه اين مرتبه كه متوجهء خراسان شده هفتاد هزار جمعيت اردوى آن حضرت بود . چون اين خبر به عبيد الله « 7 » خان رسيد ، نامه در كمال درشتى و ناخوشى نوشته فرستاد ] . « 8 » . و بعد از آن رسولان به اطراف تركستان فرستاد كه از تمام تركستان كومك و قشون خواسته از خوانين چنگيزى همگى استمداد كرده ، بعد از آن در باب محاربه با قزلباش به امراى خود كنكاش و مشوره نموده ، هيچيك راضى به جنگ و توقف در خراسان نشده ، خوانين چنگيزى نيز جواب نوشتند كه از محاربهء قزلباش در آن مدت به غير خرابى تركستان چيزى عايد نشده و در جنگ قزلباش ما رفيق نيستيم و مصلحت تو را نيز در توقف خراسان نمىدانيم و چون اين جوابها رسيده از كومك و قشون تركستان مأيوس شده بدون تأمل و توقف دست از خراسان برداشته روانهء بخارا گرديده ، شاه جنت مكان چون
--> ( 1 ) - آ : برآمده ( 2 ) - آ : متعلقه افتاده است ( 3 ) - د : خان افتاده است ( 4 ) - د : اعمال و افعال ، نم : احمال و انفال ( 5 ) - د : سالما غانما افتاده است ( 6 ) - ملك : نواب جنت مكان نيز ( 7 ) - آ : بعيد الله خان ( 8 ) - ملى : درون قلاب افتاده است