محمد محسن مستوفى
44
زبدة التواريخ ( فارسى )
ترفيه « 1 » حال ايشان مواعظ و نصايح بسيار كرده ، چون امير سعى و التماس بسيار كرده بعد از مبالغهء زياده از حد سلطان ، استخلاص اسرايى كه از روم محبوس آورده بود ، خواهش نموده « 2 » . امير همگى اسرا را كه ده هزار كس شده « 3 » مرخص كرد . آن جماعت در اردبيل سكنى نموده ، امير قرى « 4 » و مزارع بسيار وقف مزار شيخ كرده روانه شده « 5 » . [ 339 ] سلطان جنيد انار الله برهانه سلطان جنيد انار الله برهانه پسر سلطان ابراهيم مشهور به شيخ شاه ، پسر سلطان سيد شيخ صدر الدين پسر شيخ صفى الدين مشهور « 6 » ، چون نوبت ارشاد و هدايت موروثى صفوى به او رسيد ، داعيهء سلطنت و ترويج دين مبين نبوى بر سر آن جناب افتاده روز به روز اصحاب و كثرت او زياده مىشد و چون در آنوقت ميرزا جهانشاه تركمان پادشاه بود و اين خبر به او رسيده ، مترددين و قوافل « 7 » ولايت آن جناب را قدغن نمود كه آمد و شد به ولايت او ننمايند و ملازمان و منسوبان او را نگذارند كه به مملكت او تردد نمايند . و چون ميانهء ميرزا جهانشاه و امير حسن بيگ آق قوينلو والى ديار بكر و حلب نزاع بوده ، حسن بيگ اطاعت او نمىكرد و آن جناب با اصحاب و جمعيتى « 8 » كه داشت روانهء حلب شده ، بعد از مدتى حسن بيگ خواهش مصاهرت و وصلت با سلطان نموده ، خديجه بيگم همشيرهء اعيانى خود را به نكاح « 9 » آن جناب درآورده اعزاز و احترام زياد نموده ، هميشه مفاخرت به آن مىنمود و در جمعيت سلطان جنيد اعانت و اهتمام نموده تا آنكه ارادهء داغستان كرده لشكر كشيده « 10 » از ديار بكر حركت نموده ، والى شيروان نيز لشكر بسيار جمع كرده به محاربه بيرون آمده ، بعد از تلاقى فريقين جنگ عظيمى شده « 11 » ، بالاخره در آن جنگ به درجهء شهادت رسيده نعش او را به
--> ( 1 ) - د : مرفه ( 2 ) - آ : نموده افتاده است ( 3 ) - ملك : مىشد ( 4 ) - د : قرانها ( 5 ) - در نسخهء ملك بسيارى از افعال ناقص تصحيح شده است و كمتر افعالى مانند شده ، نموده ، بوده و . . . ديده مىشود . ( 6 ) - آ : مشهور افتاده است ( 7 ) - نم ، ملى ، دو آ : غوافل ( 8 ) - د : جمعى ( 9 ) - نم ، ملى و د : نكاه ( 10 ) - د : لشكر بسيار جمع كرده ( 11 ) - د : بعد از مدتى فريقين جنگ عظيمى شده