محمد محسن مستوفى

45

زبدة التواريخ ( فارسى )

دار الارشاد اردبيل آورده دفن كردند . سلطان حيدر سلطان سيد حيدر ابو القاضى پسر سلطان جنيد به جاى پدر بر مسند فرمان فرمايى نشسته ، چون ميرزا جهانشاه نيز فوت شده ، پادشاهى به امير كبير حسن بيگ قرار گرفته از وفور صحبت و اخلاص وصلتى « 1 » تازه كرده ، حليمه بيگم دختر مكرمهء خود را به همشيره زادهء خود سلطان حيدر داده . [ سلطان حيدر ] از رؤياى صادقه شبى در خواب ديد كه شخصى نورانى به او تعليم نمود كه تاجى كه دوازده ترك كه علامت مذهب اثنى عشريست از سقرلات قرمز دوخته بر سر گذارند . سلطان از مشاهدهء آن خواب بسيار خوشنود گرديده فرمود كه « 2 » به جهت خود و اصحاب و تبعه و منسوبان او تمامى به نحوى كه در خواب ديده بود ، تاجها از سقرلات « 3 » قرمز دوازده ترك دوخته همگى بر سر گذارند و طاغيهء تركمانى كه در آنوقت معمول بود ، در ميان طايفه و تبعهء آن جناب بر طرف و قدغن شده به آن جهت آن جماعت موسوم به قزلباش شدند و در اول روز سه شنبه بيست و پنجم شهر رجب سنهء 892 ق / 1486 م اعليحضرت فردوس مكان نواب شاه اسمعيل تولد يافته . بعد از آن سلطان حيدر ارادهء تسخير ولايت شيروان كرده ، لشكر فراهم آورده به جانب شيروان حركت كرده ، فرخ يسار والى شيروان نيز لشكر بسيار جمع كرده از يعقوب بيگ پسر حسن بيگ كه پسر خالوى سلطان حيدر بود استمداد كرد . يعقوب بيگ با وجود قرابت و خويشى چشم پوشيده ، لشكر به كومك فرخ يسار فرستاده در حوالى محلّه تبرسران تلاقى ايشان شده . محاربهء عظيمى واقع گرديده ، سلطان حيدر در آن حرب به درجهء شهادت رسيده . نعش آن حضرت را در اردبيل در مقبرهء شيخ « 4 » صفى دفن كردند و اين جنگ در سنهء 893 ق / 1487 م بود و بعد از شهادت آن جناب يعقوب بيگ پسر حسن بيگ « 5 » از خوف [ 340 ] شاهزادگان را تمام گرفته محبوس كرده به قلعهء اصطخر فارس فرستاده ، خود نيز به سبب دشمنى با آن سلسله در عنفوان جوانى مرده ، بهره از عمر و زندگانى « 6 » خود نبرده در اندك زمانى پسران و اولاد او بر طرف و

--> ( 1 ) - ملك : وصلت ( 2 ) - آ : كه افتاده است ( 3 ) - نم و آ : از طلا و سقلات ( 4 ) - آ : شيخ افتاده است ( 5 ) - آ : پسر حسن بيك افتاده است ( 6 ) - د : زندگى