محمد محسن مستوفى

43

زبدة التواريخ ( فارسى )

المقرر عن مجمل احوال سلطان خواجه على سياه پوش [ 338 ] آنكه به فنون فضايل و كمالات ظاهرى آراسته بود و بعد از والد ماجد خود سلطان صدر الدين « 1 » بر مسند ارشاد نشسته و از جمله كرامات و خوارق عادات آن جناب كه صاحب تاريخ گزيده و تاريخ سليمانى كه نسب انبياء و اوصيا و ائمهء هدى و سلاطين و صاحب خرد و جان را تا حضرت آدم على نبينا و عليه السلام تحقيق نموده‌اند « 2 » آنست كه در ايام خود امير كبير صاحبقران امير تيمور گوركان سه مرتبه به صورت نوعى مثالى با امير تيمور ملاقات اتفاق افتاده ، يك مرتبه در وقتى كه امير صاحب قران به عزم تسخير مملكت خراسان از آب جيحون عبور مىكرد ، تازيانهء امير تيمور در آب جيحون افتاد . چون سلطان ملاحظه نمود ، درويش ژنده‌پوشى ديد كه بر روى آب ايستاده تازيانه را از آب بيرون آورد به دست امير داده ، امير به فال بسيار « 3 » خوب گرفته احوال پرسيد كه « تو كيستى و چه كسى » ؟ درويش گفت : « موطنم در اردبيل و محل ظهورم دزفول و مدفنم قدس خليل » اين بگفت و غايب شده . امير از آب برآمده روانه شد . و در مرتبهء ثانى در سالى كه امير تيمور از بغداد لشكر كشيده به روم مىرفت ، در سر پل رودخانهء دزفول درويش خرقه پوشى ديد كه او را شناخته گفت : « يك مرتبه ديگر در اردبيل ملاقات خواهد شد . » و مرتبهء سيم در سالى كه امير از سفر روم مراجعت كرده ، به عزم زيارت مزار شيخ صفى آمده ، چون شنيده بود كه پسرزادهء شيخ در اردبيل است و صاحب كرامات و بسيار جليل القدر و عظيم المرتبه است ، سه مطلب به خاطر خود گذرانيد « 4 » . قصد كرد كه هرگاه به عمل بيايد ، دست ارادت به او داده مريد او شود و آنچه بگويد امير بشنود . يكى آنكه در وقتى كه امير وارد شود ، تواضع نكند « 5 » . ديگر آنكه چيزى به جهت امير بياورد كه هرگز نخورده باشد و زهرى امير به او بدهد كه « 6 » بخورد و كارگر نيفتد . غرض كه بعد از ورود امير به اردبيل ، به ديدن سلطان رفته هر سه مدعا به نحوى كه قصد كرده بود به عمل آمده ، امير نيز دست ارادت داده خواهش تكليف مطلبى نموده ، سلطان خواجه على مطلقا خواهش نكرد « 7 » . در باب سلوك با رعايا و

--> ( 1 ) - نم : حيدر الدين . ( 2 ) - آود : نموده . ( 3 ) - ملك : بسيار افتاده است . ( 4 ) - آ : مطلبى بخاطر خود گرفته . ( 5 ) - ملى ود : نكند افتاده است . ( 6 ) - ملى : كه افتاده است . ( 7 ) - ملك : چيزى خواهش نكرده .