صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
88
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
شصت و پنج جان سپرد . « 1 » گاهشاهيش ده سال بود و فرزندانش ملكشاه ، اياز ، تتش ، تكش ، بورى برس و ارسلان ارغون بودند . منشى خوش داشت و دلير بود و ديندار و دادگر و منصف ، و به گاه نبرد فيروز . فراوان به غزوه و جهاد مىرفت و روزانه پنجاه گوسپند قربانى مىكرد و خوراك مىساخت و به بىچيزان مىداد ، و اين جداى از آن مقررى بود كه اميران و سپاهيان را معين كرده بود . سلطان چهل سال و دو ماه بزيست و به مرو در كنار پدر و عمّش در خاك شد ، و وصيت كرد كه سلطنت به فرزندش ملكشاه رسد و وزيرش نظام الملك را نيز به فرمانبردارى از او سفارش كرد و او و سپاهيان را بر اين سوگند داد . « 2 » روزگار سلطان اعظم جلال الدوله ابو الفتح ملكشاه بن الب ارسلان بن داود بن ميكاييل بن سلجوق او - كه خدايش بيامرزاد - واسطة العقد شاهان سلجوقى بود و به بختيارى در حلّ و عقد و گشاد و بست امور اقاليم زمين نامبردار . خداوند چيزها به دو داد كه هيچ پادشاهى را نداده است ؛ نه از پيشينيان و نه از پسينيان . از بختيارىهاى بزرگ او يكى اين بود كه در هيچ سفرى با پدر همراه نبود ، مگر در سفرى كه پدر در آن به قتل آمد ، و پدرش چندان بماند كه لشكر را سفارش كند و از بهر او سوگند دهد . سلطان اعظم ملكشاه به مرو باز شد و پادشاهى را روى به اوامر و نواهيش نگران گشت . شاهان اطراف فرمانبردارش شدند و يارى و لطفى دلخواه از او ديدند . نيز سلطان به عمّش ، قاورد بن ملك داود ، نامهاى كرد دلگشا و اندوهزدا . اين زمان شرف الملك ابو سعد مستوفى خوارزمى « 3 » به نظام الملك گفت كه شايستهتر كارى
--> ( 1 ) . بنابه گفتهء ابن اثير ( 10 / 25 ) الب ارسلان به سال 420 يا 424 ه زاده شد و در دهم ربيع الاول سال 465 ه ( 24 دسامبر سال 1072 م ) جان سپرد . ( 2 ) . در اينجا در حاشيهء اين عبارتها مىآيد : مىگويم : در تاريخى ديدم كه كمان از دست سلطان الب ارسلان نمىافتاد ، حتى در مكتب ، و او زمانى سپاهى مردى ديد كه به مردى عامى ستم مىكند . . . الب ارسلان بدان سرباز تيرى انداخت كه به دو خورد . . . در چشم مردمان نيك و بزرگ آمد و سخن كردند . . . تير صائبى به اين شاه رسيد و . . . . ( 3 ) . حاج شرف الملك ابو سعد محمد بن منصور بن محمد خوارزمى ( درگذشته به سال 1101 - 1100 م ) مستوفى ، نزد سلطان الب ارسلان و ملكشاه بهعنوان مستوفى پادشاهى و صاحب ديوان زمام و استيفا كار كرد . بندارى 61 - 60 .