صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
89
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
است مقام كردن به نيشابور ، كه واسطهء عقد خراسان است و لشكرگاه شاهان پيشين و آل سامان . سلطان هم روز آدينه ، شانزدهم ربيع الاخر سال [ چهارصد و ] شصت و پنج به نيشابور رفت و از كهندژ نيشابور مالى انبوه بهدرآورد و بدان دل اميران لشكر و اطرافيان را به جانب خويش مايل ساخت . از آنسو ، چو قاورد شاه خبر مرگ برادرش سلطان الب ارسلان را شنود ، « 1 » از عمان به كرمان رفت و از دريا گذشت و هم بدين كار كشتىهايش درهم شكست و بيشتر سپاهيانش از ميان رفتند . در آن هنگام به سلطان ملكشاه نامه كرد كه : « من برادر بزرگم و تو فرزند كوچك ؛ من به ميراث برادرم سلطان الب ارسلان سزاوارترم تا تو . » سلطان ملكشاه پاسخ آورد كه برادر با وجود فرزند ميراث نبرد . هم بدينحال ، امير تميراك بن امير فرّخشاه به قاورد شاه ، شاه كرمان نبشت كه : « شاهى و مكانت و چيرگى و سلطنت نفريبدت ، كه خداى تعالى دلهاى ما را در طاعت برادرزادهات با يكدگر سازوار كرده است ؛ پس ، سخن ياوهء گمرهان سپاهت مشنو و بدان كه جوجه را تاب خروس نيست . » وزير نظام الملك هم به قاورد شاه نامهاى كرد مشتمل بر پند و اندرز ، تا به راه راستيش راهبر شود و طريق درستيش نشان دهد ، اما سلطان كار يكسره كرد و اسب دشمنى زين كرد و لگام زد و بر آن برنشست . قاورد شاه به اصفهان رفت و سلطان ملكشاه به رى ، و سپهسالار امير سوتكين بر جلوداران سپاه قاورد شاه يورش برد و آنان را بشكست و جمعشان پراكند . دو گروه روز چهارشنبه ، بيست و ششم جمادى الاولى سال چهارصد و شصت و شش در بيرون شهر همدان با هم روياروى شدند . بر ميمنهء سپاه سلطان ، امير سوتكين بود و بر ميسره تمراك . قاورد شاه را هفت پسر « 2 » بود كه برخى به ميمنه ايستادند و گروهى به ميسره ، و پارهاى با پدر در قلب سپاه ماندند ، و او را گمان آن بود كه چون سپاه برادرش سلطان الب ارسلان را چشم بر وى افتد به طاعتش درآيند ، اما كار باژگونه شد و او سخت پشيمان . آنگاه امير عرب ، مسلم بن قريش ، با كسانش بر ميسرهء قاورد شاه بتاخت و لشكر كرمان بشكست . امير تميراك هم در جبال همدان بر قاورد شاه پيروز شد . قاورد شاه به دو نويد اقطاع و مال داد ، اما امير تميراك پاسخ آوردش كه : « تو سرورى و ما بندگان ، و ما را نرسد كه به خود در كار تو داورى كنيم ؛ پس با ما آهنگ بارگاه سلطان
--> ( 1 ) . پس از مرگ الب ارسلان در بغداد به نام سلطان جديد ، ملكشاه ، خطبه كردند و بنابه وصيت الب ارسلان به قاورت بك نواحى فارس و كرمان را دادند . ابن اثير 10 / 26 . ( 2 ) . قاورت 9 پسر داشت : احمد ؛ عمر ؛ حسين ؛ كرمان شاه ؛ سلطان شاه ؛ توران شاه ؛ شاهان شاه ؛ مردان شاه ؛ ايران شاه .