صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
87
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
بيرون از حشم و غلامان و سياهىلشكر ، بر پل مدّه از رود جيحون گذشت « 3 » ، همرهانش مردى از نگهبانان دژ ، « 4 » نامش يوسف خوارزمى ، را به نزدش آوردند . سلطان خواست تا به كيفر گناهانش او را به قتل آورد ، و بفرمود تا به چهارميخش كشند . يوسف گفت : « مخنّث ، مردان را از اينسان مىكشى » . سلطان به خشم آمد و تير و كمان برگرفت و دو نگاهبان او را گفت تا رهايش كردند ، و تير انداخت اما خطا كرد ، و اين تنها تيرى بود كه بر آماج نزد . يوسف به سويش رفت و سلطان كه بر تخت نشسته بود ، برخاست و به زير آمد اما پايش بلغزيد و به صورت بر زمين افتاد . در اين حال يوسف به دو رسيد و خود را بر وى افكند و كاردى به پهلويش زد . سعد الدوله گوهر آيين را نيز كه ايستاده بود ، زخمى دو سه بزد و بااينحال آرام نداشت . در اين هنگام يوسف فرّاش ارمنى دررسيد و پتكى بر سرش زد و به قتلش آورد ؛ تركان نيز بيامدند و به تيغش پارهپاره كردند . سلطان گفت : « هرگز رو به سويى نياوردم و آهنگ دشمنى نكردم ، مگر آنكه يارى خداى جستم ، اما ديروز بر پشتهاى برآمدم و ديدم كه زمين به زير پايم از عظمت اين سپاه مىلرزد . به خود گفتم : من شاه دنيايم و كس را تاب من نيست ، و اين شد كه تقديرش به سختيم آورد . اكنون از خدا يارى مىجويم و از آن انديشه آمرزش مىخواهم » . سلطان از آن پس سه روز بزيست و به روز شنبه ، واپسين روز ربيع الاول سال چهارصد و
--> مردى پاك و باايمان بود ، جايش را گرفت . او جان كسى را نگرفت و مال كسى نبرد ، مگر اينكه از فقيهان اجازت گرفت . او هر سال فرستادگانى نزد خليفه مىفرستاد و پس از چندى لقب عماد الدوله ، تاج الملّه ، عزّ الامّه ، كهف المسلمين ، ملك الشرق و الصين ، طفغج بن بغراخان ، سيف امير المؤمنين ، گرفت » . عماد الدوله در ماه رمضان سال 470 ه جان سپرد . ملك شمس الملك تكين با بهرهگيرى از مرگ الب ارسلان شهر ترمذ را گرفت و گنجينههايش را به سمرقند برد و سپس به خواست بلخيان به بلخ رفت . پس از چندى ترمذ بهدست اياز بن الب ارسلان ، كه براى برخورد با تكين رهسپار آنجا شده بود ، افتاد ولى اياز سرانجام شكست خورد ( ابن اثير 10 / 27 - 26 ) . دو سال نگذشت كه شاه ترمذ بازگشت و سپاهى به سمرقند گسيل كرد . اين زمان ، نصر در ديدار با وزير نظام الملك به عقد صلحى توفيق يافت و پس از آن دخت الب ارسلان را به زنى گرفت . نيز نك . به : سبط ابن جوزى ( 164 ) . ( 3 ) . در ابن اثير ( 10 / 25 ) شمار اين سپاه به دويستهزار سوار مىرسد . نزد ابن جوزى ( 196 ) هم اين گونه است . ( 4 ) . دژ برزان در ناحيهء مرو . ياقوت ( 1 / 382 ) . در سبط ابن جوزى اين گونه است كه نام اين دژ « بيرون » ( 165 ) بود . اين دژ و مدافعانش پس از محاصرهاى درازدامن به دست سپاه سلطان افتاد . فرماندهء دژ ، يوسف خوارزمى ، پيش از تسليمشدن به سلطان سر سه فرزند و همسر خود را بريد و با دو خنجر كه زير جامهاش پنهان كرده بود ، از دژ بيرون آمد . نك . به : فاردان ( 129 ) و ماتيوس اورفاتيس ( 145 ) و كيراكوس ( 58 ) .