صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

53

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

زير آورد و او و برادرانش ، سليمان و شجاع ، را كه فرزندان مسعود بودند ، به دست خويش كشت و تنها در شبى نه تن از فرزندان سلطان مسعود را به دست خود به قتل آورد . سلطان مسعود را غلامى نوشتكين نام بود كه پاس حقوق خداوندان خويش بداشت و روزى كه بالاى سر آن سركش ملعون ، طغرل نزان ، ايستاده بود ، او را و ده تن از خاصّان او را بكشت و فرخزاد بن سلطان مسعود را از آن دژ به‌زير آورد و بر تخت شاهى نشاند ، و اين در ذى القعدهء سال چهارصد و چهل و سه بود . طغرل نزان ، از آن هنگام كه به سال چهارصد و سى و دو رخ نمود تا به سال چهارصد و چهل و سه كه به قتل آمد ، از سوى شاهان سلجوقى در غزنه و توابع آن دست مىبرگشاد و از بهر ايشان خراج گرد مىكرد و از آن خراج هرچه از خرج لشكر افزون بود ، سوى آنان مىفرستاد . فرخزاد به خرد و داد آراسته بود و قباى گشاده‌دستى درپوشيده بود . سپاه سلجوقيان به روزگار او به حدود بست درآمدند و او نوشتكين ، قاتل طغرل نزان ، را به جانب ايشان روانه ساخت ، كه سپاه سلجوقيان را شكست داد . « 1 » فرخزاد را تا روز شنبه ، شانزدهم صفر سال چهارصد و پنجاه و يك شاهى باقى بود و پس از او برادرش ، ابراهيم بن سلطان مسعود ، شاهى يافت ، « 2 » كه مردى خردمند و هوشيار بود و رايى استوار و فتوحى كثير در هند داشت ، و آثار وى در بقاع آن ديار با نام است . « 3 » از آراى استوار او يكى آنكه زمانى كه سلطان اعظم جلال الدوله ملكشاه بن الب ارسلان به غزنه روىآورد و در اسفزار « 4 » فرود آمد ، سلطان ابراهيم به اميران سلطان

--> ( 1 ) . بنابه گفتهء ابن اثير ( 9 / 203 ) ، امير خرخير ( نزد نويسندگان ديگر ، انوشتكين ) سپاه جغرى بك داوود و فرزندش الب ارسلان را شكست داد و هرچه داشت ، به غنيمت گرفت . فرخزاد هم سپاهى گران در زير فرمان امير اعظم كلسارغ به جانب سلجوقيان روانه كرد ، كه آنان نيز الب ارسلان را شكست دادند . ( 2 ) . فرخزاد در سى و چهار سالگى به سال 451 ه از قولنج مرد و برادرش ، ابراهيم بن سلطان مسعود بن محمود ، جانشين او شد ( ابن اثير 10 / 2 ) . ابو المظفّر ظهير الدوله ابراهيم ( 1099 - 1059 م ) حكومتش را با صلح با سلجوقيان آغاز كرد . ابن اثير ( 10 / 2 ) مىنويسد : « در اين سال ( 451 ه ) در ميان ملك ابراهيم بن مسعود بن سبكتكين و داوود بن ميكاييل بن سلجوق ، خدايگان خراسان ، بر اين صلح افتاد كه هريك از ايشان با سر كار خود شود و در ملك خويش كشاكش با ديگرى را به ترك گويد » . در اين سال ، در ماه رجب ، جغرى بك داوود درگذشت . ابن اثير مىگويد كه اى بسا مرگ او نيز در صفر سال 452 ه بوده باشد - پس از نزديك به هفتاد سال زندگانى . پس از وى فرزندش ، الب ارسلان ، خراسان را مالك شد . او فرزندان ديگرى هم داشت : ياقوت و سليمان قاروت بك . سلطان طغرل بك مادر سليمان را به زنى گرفت ( ابن اثير 10 / 3 - 2 ) . ( 3 ) . درخصوص اين فتح‌ها ، نك . به : ابن اثير ( 10 / 39 - 38 ) . ( 4 ) . اسفزار ، شهرى است از نواحى سيستان ، در جانب هرات ( ياقوت 1 / 178 ) .