صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

49

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

مسعودى به چشم ديدند . سلطان مسعود بن محمود بن سبكتكين چون اين خبر شنيد ، شرّى در دلش زبانه كرد و از هرات روى بگرداند و رو سوى نيشابور نهاد ، كه سلطان طغرل از نيشابور بگريخت و ملك جقر بك هم نواحى و قراى مرو ويران ساخت . « 1 » سلطان پس از آنكه از نيشابور به سرخس رفت « 2 » ، شبى در خواب ديد كه دود از چشمش بيرون مىآيد و خون از آن روان است . از خواب بيدار شد و بگريست و از حيات و ملك دل بركند ، و دانست كه بخت او را بدرود گفته و اميد او را وانهاده است . چندى پس از آن سلطان مسعود بن محمود بن سبكتكين راهى مرو شد و دو گروه بر در دندانقان به هم رسيدند . اين زمان سلطان را گمان آن بود كه ملك جقر بك تاب او ندارد ، ولى چون ملك پايدارى نشان داد ، سلطان پشيمان شد از اينكه بىانديشه به چنين كارى درآمده است . پس از آن در ميان سپاهيان سلطان اختلاف پديد شد و از يكدگر كشتند و اموال هم به تاراج بردند . ملك جقر بك كه اين ديد ، بر آنان بتاخت و آرايهء تيغ‌ها بر زره‌هاى شكافته و مغزهاى پريشان ايشان ، كه با هم در نزاع بودند ، فرود آمد . سلطان كه سپاهيانش روى در گريز آورده بودند ، عنان بگردانيد « 3 » و با هزار سوار ، و راهبرش اضطرار ، رو به راه رودبار نهاد و چون سوارى

--> ( 1 ) . درخصوص تاراج مرو به دست جغرى بك ، نك . به : ابن اثير 9 / 166 . ( 2 ) . در رمضان سال 430 ه ( ماه حزيران سال 1039 م ) و در دشت سرخس ، مسعود افواج سلجوقى را شكست داد و سلجوقيان به رهبرى طغرل بك و جغرى بك به صحرا گريختند . در باب تفصيل شكست ايشان ، نك . به : بيهقى 631 - 626 . ( 3 ) . دندانقان : « شهرى است در نواحى مرو شاهجان ، در ده فرسنگى آنجا ، در ريگستان ؛ اين زمان ويرانه است و جز رباطى و مناره‌اى از آن بر جاى نمانده ، و در ميان سرخس و مرو است . آن را ديدم كه جز ديوارى چند و يادمان‌هايى خوش چيزى نداشت كه به چشم آيد . در كتاب تحبير سمعانى اينسان است كه تركان معروف به غزآن را در شوال سال 553 ه ويران ساختند . » نك . به : ياقوت 2 / 477 . اين جنگ در بيابانى كم آب و سخت گرم رخ داد . سلجوقيان همهء چاه‌هاى فراروى صدهزار سپاه غزنوى را ويران كردند . در اين جنگ كه سه روز ادامه داشت ، غزنويان شكست خوردند و سلجوقيان بر تمامى متاع و سلاح ايشان دست يافتند ، ولى مسعود با صد تن از سوارانش گريخت . براى شرح آن ، نك . به : ابن اثير 9 / 196 و بيهقى 687 و بعدى . بيهقى ( 695 ) مىنويسد : « . . . كه هزيمت حقيقت است ، و اندازه نيست آن‌را كه به دست اين قوم افتاد از زر و سيم و جامه و ستور » . جغرى بك داوود چند روز پيش از جنگ در برابر سلجوقيان گفته بود : « تا جان ببايد زد ، كه اگر او ( سلطان مسعود ) را زديم ، بر همه جهان دست يابيم » . بيهقى 683 و گرديزى 85 و بندارى 8 و راوندى 163 و جوزجانى 95 - 94 نزد فاردان ( 120 ) نيز سخنى از اين نبرد مىيابيم : سلجوقيان جان خود در معرض مرگ مىآوردند و جنگ آغاز مىكردند ، و پيروزىهاى چندى به دست آوردند و بر نيشابور چيره شدند و سپاهيان سلطان را در داداخان ( دندانقان ) شكست دادند .