صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
50
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
از آن ملك جقر بك پى او گرفت ، ضربتى بزدش كه به دو نيم شد و او را در راه بينداخت ، و هركه از سپاه جقر بك كه اين ديد ، باز شد و پى سلطان نگرفت . ملك جقر بك و سپاهيانش سه روز بر پشت اسبهايشان شكيبيدند تا اين آشفتگىها فرو نشست ، و آنگاه در سراپردهء سلطان مسعود بن محمود بن سبكتكين درآمد و بر تخت او جاى گرفت و غنايم در ميان سپاه پخش كرد و خراج يك سال ولايت بخشود و روستاها آبادان كرد و اسيران آزاد نمود . سلطان هم به غزنه رفت . اين رخداد بر در دندانقان ، و به روز پنجشنبه هشتم رمضان سال چهارصد و سى و يك حادث شد . چو سلطان به غزنه درآمد ، فرزندش مودود را ولايتعهد خويش داد ، و هم در اين وقت والى بلخ آلتونتاق حاجب بود « 4 » . سخن از آنچه در ميان ملك جقر بك و سلطان مودود بن مسعود بن محمود بن سبكتكين رفت پس از چندى ملك جقر بك رهسپار بلخ شد و به التونتاق نامه كرد كه : « ديگر نه تو را به غزنه چشمى است و نه در بىكفايتى خواجهات سخنى باقى . پس با گردش روزگار از هر دستى بگرد و با يارى خداى به هر جانبى روانه شو » . التونتاق بدين فرستاده و نامه التفات نكرد و بفرمود تا آن فرستادگان در حبس آورند . هم در اين هنگام ملك جقر بك در پيرامون بلخ خيمه زد و در ميانهء آندو كارزارى سخت رفت . « 5 » سلطان مودود با سپاهى گران از غزنه به جانب بلخ مىرفت كه پيشقراولان جقر بك بر جلوداران سپاهش تاخت آوردند ؛ سپاهيان غزنه همگى پشت بدادند و التونتاق حاجب ناگزير از فرمانبردارى شد و در سلك آن جماعت شد . بدينسان ملك جقر بك به شهرستان بلخ درآمد . « 6 »
--> در بونياتوف ( ص 181 - 180 ) از چندين منبع نقل مىشود كه اين زمان ويرانههاى دندانقان در 33 كيلومترى جنوب غربى مرو كنونى و 65 كيلومترى مرو كهن قرار دارد و به تاشرباط معروف است . ( 4 ) . رودبار ناحيهاى از اصفهان ( ياقوت ، 3 / 77 ) . [ چنين مىنمايد كه در اينجا نام ناحيهاى باشد از مرو شاهجان ] . ( 5 ) . در اوايل سپتامبر سال 1040 م جغرى بك داوود در بلخ سپاه مسعود را كه حاجب التونتاش آن را رهبرى مىكرد ، شكست داد . داوود از او تسليم شهر را خواست ، اما التونتاش فرستادگان را فراخواند و با دويست سوار كه نزدش باقى مانده بودند ، در شهر در حصار شد . نك . به : بيهقى 717 - 716 و ابن اثير 9 / 167 . ( 6 ) . سلطان مسعود در آن وقت كه سپاهى كه زير فرمان مودود روانه كرده بود ، به جنگ با جغرى بك داوود