صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
48
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
دولت به تو بود ، بهرهاى خواستهاى و تمامت يافتهاى . « 1 » اين زمان سلطان سپاهى آراست كه گر بدان بر روزگار مىتاخت ، بىگمان بنيادش مىبرانداخت ، و آنرا چندان مهابت بود كه روزگار از برابرش روى در گريز مىنهاد ، كه پيشاپيش سلطان صد پيل كوهپيكر استاده بود . سلطان درهاى خزاين گشود و به سپاهيان از آن ذخاير بداد و به شهرستان بلخ درآمد و دروازهها بربست و اسباب مهيّا كرد . « 2 » ملك جقر بك داود همآهنگ شهرستان بلخ نمود و سلطان را در بلخ حصارى كرد و عقابوار بر سر سپاهيان غزنه فرود آمد . سپس به روزى كه بلخيان بى خبر بودند ، با قليلى از غلامان و سوارانش به شهرستان بلخ درآمد و پيل بزرگى را كه بر در سلطان بود ، به اسبانش براند . « 3 » سلطان هم سخت مىكوشيد و آرام نداشت ، اما چو از شهرى بهدرمىآمد ، ملك جقر بك و يبغو و سپاهيانش عنان مىگردانيدند و چو به شهرى درمىآمد ، جقر بك و سپاهيانش بر گرد آن شهر حلقه مىزدند . دو سال تمام سلطان بر اين حال بود تا در يكم رمضان سال چهارصد و بيست و نه با صدهزار سوار ، بيرون از اتباع و اوباش ، از بلخ بهدرآمد و بر جوزجانان گذر كرد . والى آنجا را كه منصوب سلجوقيان بود ، بگرفت و به دار آويخت و رعاياى آن بنواخت . « 4 » ملك جقر بك از پى او مىآمد ، تا اينكه سلطان به شهرستان مرو درآمد و ملك جقر بك در شنك عبّادى منزل كرد . سلطان براى رودررويى با وى حركت كرد ، اما ملك جقر بك به سرخس پس نشست و سلطان طغرل و يبغو هم به دو درپيوستند . سلطان نيز در آشتى كوفت و قاصدان خويش سوى ايشان روانه ساخت . امير يبغو به بارگاه بيامد و سلطان چندان به دو خلعت داد كه چشمها بدان خيره ماند ، اما اين زمان سلطان طغرل به ملك جقر بك گفت : « امروز پس از آن خونها كه سلطان ريخته و آن كينها كه ازو در دلهايمان جاى گرفته است ، صلح و عذر او را ممكن نباشد ؛ اكنون ما را سوارانى است كه اين سرزمين برايشان تنگ مىآيد ، و سلطان را سپاهيانى است كه گزيرى جز گريز ندارند . » بدينسان سلطان به هرات بازگشت و ملك جقر بك هم به در مرو رفت . اوباش مرو با او به جنگ برآمدند و هفت ماه تمام درهاى شهر بر او بستند . [ حصار ] ملك جقر بك روى مرو زرد كرد و توش و توانى براى ايشان بنگذاشت . آنان به چپ و راست گريختند و زوال دولت
--> ( 1 ) . درخصوص بازگشت سوباشى به غزنه ، نك . به : بيهقى 597 . ( 2 ) . در باب حركت سپاه سلطان مسعود ، نك . به : ابن اثير 9 / 167 - 166 . ( 3 ) . در اين جنگ ( 29 آذار سال 1039 م ) سپاهيان جغرى از غزنويان شكست خوردند ( بيهقى 623 - 622 ) . ( 4 ) . درخصوص تفاصيل آن ، نك . به : ابن اثير 9 / 166 .