صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
43
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
نامههاى سورى به سلطان مىرسيد ، مضمونش آنكه اميران سلجوقى راه بر عاملان خراج گرفتهاند ، و او بر اينهمه چشم مىپوشيد و آنها را ناديده مىگرفت . چندى بعد سلطان ، امير الحجّاب سوباشى را با دههزار سوار به خراسان گسيل كرد و سورى عميد را بفرمود تا ساز و برگ سپاه او فراهم كند . « 1 » خود نيز در روز شنبه ، يكم رجب سال چهارصد و بيست و هفت از بلخ رو سوى غزنه آورد و عيد قربان را در آنجا گذراند . ولايت هند را به فرزندش ، امير مجدود ، داد و فرزند ديگرش مودود را روانهء بلخ كرد و امارت بلخ و طخارستان را به دو وانهاد . « 2 » پس از آن از غزنه برفت و چهارم محرم سال چهارصد و بيست و هشت به تكيناباد فرود آمد و ايالت خوارزم را به شاه ملك جندى « 3 » داد . شاه ملك رهسپار سرزمين خوارزم شد و اسماعيل بن خوارزم شاه « 4 » به مقابلهء او رفت . آن دو با هم روياروى شدند و كارزار كردند و مدت دو ماه جنگ ميان آنان ادامه يافت تا اينكه اسماعيل شكست خورد و به اميران سلجوقى پناهنده شد . پس از چندى عميد ابو سهل حمدونى هم به همراه تاشفراش و سپاهى كه روى زمين يكسره مىپوشاند ، راهى اصفهان شد . ملك علاء الدوله ابو جعفر گريخت و آن دو خزاين و سراى وى تاراج كردند . « 5 » سپاه تاشفراش هم
--> هرات رفت و در 4 محرم سال 427 ه در بلخ آمد و در دهم صفر سال 427 ه حاجب سوباشى را منصب حاجب بزرگى داد و « خلعتى تمام از علم و منجوق و طبل و دهل و كاسه و تختهاى جامه و خريطهاى سيم و ديگر چيزها كه اين شغل را دهند » بيهقى 534 . ( 1 ) . بنابه گفتهء بيهقى ( 536 - 535 ) ، همراهان سوباشى دههزار سوار و پنجهزار پياده بودند . سلطان به سورى ، صاحب ديوان خراسان ، تكليف كرد كه زاد راه اين سپاهيان را فراهم كند « تا لشكر را بينوايى نباشد و خراسان از تركمانان خالى كرده شود به زودى » . ( 2 ) . امير مجدود در ماه اوت سال 1036 م به حكومت هند رسيد . ابو الفتح شهاب الدوله مودود ( 1050 - 1041 م ) ، سلطان غزنوى بود . او دخت جغر بك داوود را به زنى داشت . طخارستان ( در اصل : طخيرستان ) ، ايالت پهناور و بزرگى است از نواحى خراسان ، بزرگترين شهر آن طالقان است . نك . به : ياقوت 4 / 23 . ( 3 ) . شاه ملك جندى در نيمهء نخست سدهء يازدهم ميلادى فرمانرواى جند ، و « دشمنى بزرگ » براى سلجوقيان بود ( بيهقى 475 ) و ميان آنان « تعصّب قديم و كينهء صعب و خون بود » : بيهقى 751 - 749 . تكيناباد شهرى است كه در جاى شهر كنونى قندهار در افغانستان واقع بود . ( 4 ) . اسماعيل بن خوارزمشاه ، اسماعيل خندان فرزند التونتاش است . او مستقل از غزنويان ، و يار سلجوقيان بود ( 1041 - 1035 م ) . اسماعيل در 28 ماه مارس سال 1041 م به همراه نزديكانش از خوارزم به نزد سلجوقيان گريخت . ( 5 ) . اين تاراج در هشتم ذى القعدهء سال 427 ه رخ داد : بيهقى 540 .