صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

11

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

مقدمهء ضياء الدين بونياتوف مرورى تاريخى دوران ظهور و دوام دولت سلجوقى ، كه بيش از يك و نيم سده پاييد ، به‌لحاظ رخدادهاى پربار و نيز مهمى كه در همان هنگام حادث شد ، و در قياس با دوران‌هاى تاريخى بعدى ، نامعمول بود و سرنوشت سرزمين‌هاى خاورى خلافت در آن رقم خورد . اين دولت از پهناورترين دولت‌هاى بخش باخترى آسيا از زمان برپايى دولت عربى در قرن هفتم ميلادى ، و سپس خلافت در دو سدهء هشتم و نهم ميلادى ، به‌شمار مىآيد و پيدايش آن پيامد نخستين پيروزى بزرگى بود كه در نبرد دندانقان در 24 ماه مه سال 1040 م به‌دست آمد و موجبش جنبشى بود كه نيروى قبايل غز را با پيوستن ديگر قبايل ترك به رياست خاندان سلجوقى افزون ساخت . اين فاتحان ، از پس نابود ساختن دو سپاه سلطان مسعود غزنوى در اين نبرد ، در پيشرويشان به جانب باختر با نيروى سياسى و نظامى مهمى كه توان مقابله با قدرت روزافزون ايشان را داشته باشد ، روبرو نشدند و مناطقى كه زير سلطهء بوييان بود ، يكى پس از ديگرى به دولت جديد ملحق شد . نيز در دسامبر سال 1055 م خليفه القائم در پايتخت ، بغداد ، به پذيرهء طغرل بك رفت و به وى لقب « سلطان » اعطا كرد و او را بر همهء سرزمين‌هايى كه عطاى خداوندى به وى بود ، حكومت داد و به « پادشاهان خاور و باختر » مخاطبش ساخت . يورش‌هاى گسترش‌طلبانه و همه‌جانبهء بعدى سلجوقيان - كه به روزگار جانشينان طغرل بك ، الب ارسلان و ملكشاه ، ادامه يافت - زير درفش جهاد و كوس دين صورت گرفت ، و مرزهاى اين دولت به روزگار سلطان ملكشاه ( م . 1092 م ) از كاشغر در شرق تا درياى مديترانه و درياى مرمره در غرب ، و از كوه‌هاى قفقاز و درياى سياه در شمال تا يمن در جنوب امتداد داشت . با اينكه روزگار فرمانفرمايى سلجوقيان شاهد پيدايى پديده‌هاى تازه‌اى در زندگانى اقتصادى و اجتماعى شرق اسلامى ، به‌ويژه پيدايش گونه‌هاى نوى از بذل و بخشش اقطاعات