صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

121

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

برادرزاده‌اش مىشد آگهى يافت ، و از خراسان رهسپار سرزمين رى شد . سلطان محمود هم سپاهش را ، كه اسپهسالاريش با على بار حاجب و اتابك منكوبرس بود ، « 1 » گرد آورد . آنان به سال پانصد و دوازده باهم روياروى شدند ، كه لشكر سلطان محمود شكست خورد و گروهى از ايشان به قتل آمدند . « 2 » پس از آن ، سلطان سنجر كس به نزديك برادرزاده‌اش فرستاد و او را اطمينان داد و آگه كرد كه تنها آمده است تا كارش به سامان آرد و اميران مخالفش از ميان بردارد و پيمان خويش استوار كند و آنگه بازگردد . هم بدين‌حال ، وزير نظام الدين كمال الملك سميرمى « 3 » به نزديك سلطان محمود رفت و بر او درآمد و به دو گفت : « اين عمّ توست ؛ همپايهء پدرت و بزرگ خاندانت ، و راى درست آن است كه با وى همراه شوى . من از سوى تو به نزدش مىروم و شما را باهم آشتى مىدهم » . سلطان محمود هم او را روانه كرد و او از اصفهان برفت تا به رى و بارگاه سلطان سنجر رسد . سلطان سنجر كه دانست وزير برادرزاده‌اش از بهر صلح آمده است ، او را اكرامى نمود كه از خاطرش هم نمىگذشت ، و با او نشست تا كار صلح به انجام رساند . وزير نيز به اردوگاه سنجرى مقام كرد . سلطان سنجر هم از سوى خويش كس به نزديك سلطان محمود فرستاد ، و او از اصفهان بيامد ، اما پيش از آنكه با عمّش سلطان سنجر ديدار كند ، وزيرش با او بنشست و به دو سفارش كرد كه چون بر عمّش درآيد ، رسم نوبت حمرا به ترك گويد و به دو نوبت سودا و بيضا به زير آيد . نيز كوس پنج نوبتى را ابطال كند و چون بر وى درآيد ، زمين بوسد و بايستد و پياده در ركابش از بارگاه به سراپرده رود . افزون بر اين ، نه در چادرى جدا ، كه در كنار خيمهء عمّش منزل كند . سلطان محمود همچنين كرد و عمّش سلطان سنجر بر وى خلعت پوشاند و او را احترام كرد و حكومت داد . قراتكين قصّاب و اتابك منكوبرس را هم بكشت و به پايمردى سلطان محمود ، علىبار و وزير سلطان محمود ، كمال سميرمى ، و دبير علىبار ، ابو القاسم درگزينى ، را خلعت داد . سپس به خراسان بازگشت ، و اين پس از آن بود كه مازندران و طبرستان و قومس و دامغان و رى و دنباوند را تا به خراسان از آن خود كرده بود . سلطان سنجر برادر سلطان محمود ، ملك طغرل ، را هم احترام كرد و ساوه و آوه و سارق و

--> ( 1 ) . حاجب علىبار و امير منكوبرس به سال 513 ه به دست سلطان سنجر به قتل آمدند . ابن اثير 10 / 197 - 196 . ( 2 ) . درخصوص اين جنگ‌ها ، نيز نك . به : بندارى 127 - 126 . ( 3 ) . نام كاملش قوام الملك نظام الدين ابو الحسن على بن احمد سميرمى است . در آغاز كارش نايب وزير بود و سپس وزير همسر سلطان محمد ، گوهر خاتون ، شد . درخصوص او ، نك . به : بندارى 128 و بعدى .