صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

7

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

نيمى از نسخه را دربرمىگيرد . در برابر ، 9 فصل آن ( اگر دو فصل آخر را به كنارى نهيم ) در حدود نيمى از كتاب را اشغال مىكند ، و شرح رخدادهايى است كه حسينى خود آن‌ها را زيسته يا از همروزگارانش برگرفته است . اين در مورد نيم اول اين نسخه ، و مطالبى از كتاب‌هاى پيشينيان كه نويسنده آن‌ها را قابل‌اعتماد دانسته است ، خاصّه كتاب نصرة الفترة و عصرة الفطرة اصفهانى ( م . 1201 م ) كه حسينى خود در جاهاى مختلف زبده از او ياد مىكند ( صفحات 39 - ب ، 43 - ب ، 55 - ب ) ، صدق نمىكند . يكى از منابعى كه حسينى اينسان بر آن‌ها اعتماد كرده ، كتاب مآثر وزير نظام الملك ( صفحهء 40 - آ ) است . اما اين امر نافى اهميت اطلاعات ارزشمند موجود در بخش نخست كتاب ، و نيز اطلاعاتى از آن‌كه در ديگر منابع يافت نمىشود ، نيست ؛ اطلاعاتى از قبيل آنچه به روابط سلجوقيان و بيزانسيان ، و پيروزى الب ارسلان بر رومانوس ديوجانوس در ملاذگرد ( 1071 م ) و جنگ‌هاى سلجوقيان با گرجيان ، و به اصل و نسب خاندان سلجوقى و جز اين‌ها مربوط مىشود . اما بخش دوم اين نسخهء خطى با اطلاعات دست اول و مشروحى از فرمانفرمايى سلاطين سلجوقى در سه دههء پايانى حكومتشان مشخص مىشود ؛ خاصه فصل مربوط به سلطان طغرل سوم كه 13 برگ تمام است ( 96 - ب / 110 - آ ) . افزون بر اين ، زبدة التواريخ اطلاعات عمده‌اى درخصوص مناطق شمالى ايران و آذربايجان و ماوراء قفقاز دربردارد ؛ جداى از اطلاعاتى كه در آن است و برگرفته از منابع اصلى تاريخ اسلام و امور خلافت و وزارت و جز اين‌هاست . اسلوب صدر الدين حسينى را در كتاب زبدة التواريخ مىتوان به‌لحاظ بيان و بديع آن سنتى دانست : تكرار سجع ، استعارات ، غلوّ و مبالغه ، و كنايات و تشبيهات . جملاتش كوتاه و انديشه‌اش نسبتا موجز است . همانند كثيرى از مورخان اين دوره هراز گاهى به شعرى استشهاد مىكند ، هرچند از آنچه نزد بيهقى و راوندى مىبينيم ، كمتر باشد . در تاريخش تسلسل زمانى را رعايت كرده است ، اما بر خلاف مكتب تاريخى كهن عربى فصل‌ها را نه برحسب سال‌ها ، كه برحسب موضوع فصل ، خليفه‌اى يا شاهى يا وزيرى يا حتى كارگزارى ( عميد خراسان : نسوى ) نام نهاده است . با ؟ ؟ ؟ اين‌همه ، مشكلات فراوانى پيش روى پژوهنده مىآيد كه عمدتا به استنساخ اشتباه يا نامفهوم يا ناخوانا ، و بىنقطه بودن بسيارى از نام‌ها و واژه‌ها مربوط است ، و تعدّد آن تا به اندازه‌اى است كه تمام صفحات اين نسخهء خطى را دربرمىگيرد . ازاين‌رو ما به صورت اصلى