صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
104
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
اقسنقر ، « 1 » خدايگان حلب ، و بزان ، خدايگان رها ، بفرموده بود تا در اطاعت وى درآيند . سلطان ، سعد الدوله گوهرآيين را نيز به فتح يمن فرستاد و او سپاهى به سالارى ترشك از سوى خود روانه كرد كه بيشتر يمن را گرفت و خود در هفتادسالگى در آنجا بمرد و يرنقش ، دوست قتلغ امير الحاج ، جاى او را گرفت . « 2 » سلطان ملكشاه خود تا دوردست ، تا سرزمين خركاوات برفت و سرخاب ، خدايگان طراز ، به اطاعتش درآمد . سپس با سپاهى آراسته از رى رخت برداشت و آهنگ ماوراء النهر كرد و به سمرقند رسيد و آن را در حصار گرفت و شاه آنجا را شكست داد و اسير كرد و آن شهر بگرفت و شاه سمرقند پيش رويش زينپوش اسبش تا تختگاهش آورد . « 3 » در اين يورش ، شاه كافر تركان ، يعقوب بن بغاتكين ، به طاعتش درآمد و سلطان با او به اصفهان رفت و سپس با اعزاز و اكرام به ديارش بازش گرداند . « 4 » نيز چو گذار سلطان به سرزمين ارّان افتاد ، كس به نزديك شروانشاه ، خدايگان سرزمين شروان ، فرستاد ، كه به اطاعتش درآمد و بر عهده گرفت كه سالانه هفتادهزار دينار روانه كند . « 5 »
--> ( 1 ) . قسيم الدوله ابو سعيد آقسنقر بن عبد اللّه به لقب حاجب معروف بود . او از دستياران سلطان ملكشاه ، و پدر عماد الدين زنگى ، بنيانگذار دولت اتابكان موصل بود . ( 2 ) . امير ترشك به سال 485 ه از آبله ، و پس از فتح يمن و عدن به دست سپاهيانش مرد . هفتاد سال زندگانى كرد ( ابن اثير 10 / 70 ) . ابو منصور قتلغ بن كنتكنى 12 بار امير الحاج شد و اعراب از او مىترسيدند . وقتى به سال 480 ه جان سپرد ، نظام الملك گفت : امروز هزار مرد مردند ( ابن اثير 10 / 56 ) . يادمانهاى خوشى در زيارتگاهها و مساجد و سازههاى ميان مكه و مدينه دارد ( ابن جوزى 9 / 31 ) . بنابه گفته اين منبع آخرى ، او در روز پنجشنبه ، در ميانهء ظهر و عصر هفتم جمادى الاولى سال 479 ه ( سال 1086 م ) درگذشت . ( 3 ) . اين رخدادها به سال 482 ه مربوط است كه قراخان احمدخان ( 1095 - 1081 م ؟ ) به اسارت درآمد . ملكشاه پس از اين حوادث دولت نوبنياد قراخانيان را زير فرمان درآورد . ( ابن اثير 10 / 59 - 58 و بندارى 55 و راوندى 203 ) . ( 4 ) . فرمانرواى دولت قراخانيان شرقى در آن زمان طبغتج بغراقرا حسن ابو على حسن بن سليمان ( 1113 - 1077 م ) بود . اين خان عموى محمود كاشغرى ، نويسندهء ديوان لغات تركى ، است . در اينجا سخن از برادر ابو على حسن ، فرمانرواى ابتاش ( درّهء رود نارين ) ، يعقوب تكين بن سليمان ، است كه در برابر سلجوقيان ايستاد . برادرش ، شاه كاشغر ، از بيم سلطان ملكشاه بيهوده كوشيد تا برادرش را به او تسليم كند . نك . به : ابن اثير ( 10 / 60 - 58 ) و بندارى ( 55 ) . سبط ابن جوزى ( 172 ) مىگويد كه اين فرمانروا بغاتكين نام داشت . ( 5 ) . اين يورش در ميانهء سالهاى 1076 و 1078 م رخ داد و شاه شروان در آن زمان فريبرز يكم ( 1096 - 1063 م ) ، فرزند سلّار ، بود . نك . به : بونياتوف ، ص 204 ، به نقل از مقالهء او در مورد شروان در سدهء دوازدهم و نيمهء اول سدهء سيزدهم ميلادى . منجّمباشى ( مينورسكى 63 ) مىنويسد كه شروان شاه پرداخت ماليات واجب خود را به خزانهء سلطانى آغاز نهاد . در بندارى ( 140 ) اينسان است كه وقتى گذار ملكشاه به ارّان افتاد ، خدايگان شروان ، فريبرز شاه ، به