صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

99

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

وزير بد كرده بود . سلطان را از وزير دلتنگى پديد آمده ، سر عزل او داشت اما توان اين كار نداشت ، كه لشكريان و سپاهيان را ميل به دو بود و مماليكش از بيست‌هزار افزون . بدينسان چو از او عاجز آمدند ، ديلمى مردى را در زىّمردى عطاخواه برانگيختند تا - چنان‌كه گفته آمد - به كاردش بزد . « 1 » سلطان و تاج الملك مىپنداشتند كه گيتى يكسره آن آنان شده است ، اما تا سلطان درگذرد سى و شش روز ، « 2 » و تا تاج الملك ره سپرد دو ماه بيشتر نگذشت . تاج الملك در اين مدّت ترسان بود و چندى نگذشت كه غلامان وزير نظام الملك او را گرفتند و كشتند . « 3 » از بدگويىهاى تاج الملك در حق وزير نظام الملك يكى اين بود كه سلطان را گفت : « وزير همه‌ساله فقيهان و صوفيان و قاريان را سيصدهزار دينار مىدهد ، كه گر بدين مال سپاهى راست شود ، بىگمان به در قسطنطنيه خواهيم رسيد . » سلطان هم وزير نظام الملك را بخواند و آن حال بپرسيد . وزير پاسخ آورد : « اى سلطان جهان و اى پادشه زمين ، من مردى كهنسالم كه گر به بازارم عرضه دارند ، بيش از سه دينار بر من بها ننهند ، و تو بر نامردى كه گر به بازارت برند ، افزون از صد دينار قيمت نيابى ، و اكنون خداى تعالى تو را ، و من را به پايمردى شما ، عطايى چندان داده است كه پيشتر به كس از مردمانت آن نداده است . آيا به عوض اين همه ، حاملان دينش را و حافظان كتاب عزيزش را سيصدهزار دينار نمىدهى ؟ تو كه جنگيان را همه‌ساله چندين‌برابر اين مال عطا مىكنى ، كه نيرومندترين ايشان تيغ جز به نزديك خويش نزند و شايسته‌تر كمان‌دار آنان تير تا به ميلى نيفكند ؛ حال آنكه من بدين مال سپاهى مر تو را راست مىكنم كه تير دعا چنان به عرش درافكنند كه بىحجابى به خداى در رسد » . سلطان بگريست و او را گفت : « اين سپه انبوه كن ، كه اين اموال آن تو است و اين جهان رام تو . » نظام الملك هر كارى را نيكو مىكرد : اقطاع هر سربازى را هزار دينار قرار داد ؛ نيم آن‌را به بار سمرقند حوالت كرد و نيم آن را از سرزمين روم بخواست ، و درهمى از آن‌را درنگ نيفتاد . او نخستين كس بود كه تركان را اقطاع داد و مدارس نظاميه را در سراسر سرزمين‌هاى عراق عرب و

--> ( 1 ) . جوينى ( 2 / 677 - 676 ) مىگويد كه قاتل نظام الملك ، ابو طاهر ارّانى بود . نظام الملك نخستين كسى بود كه به دست اسماعيليان به قتل آمد . ( 2 ) . ملكشاه در نيمهء شوال سال 485 ه در شب آدينه درگذشت . بنابه گفتهء ابن اثير ( 10 / 73 ) مرگ او 35 روز پس از قتل نظام الملك بود . نك . به : ابن خلكان 5 / 288 ؛ در قلانسى ( 121 ) و بندارى ( 82 ) پس از 33 روز . ( 3 ) . تاج الملك در 12 محرم سال 486 ه ( سال 1103 م ) به قتل آمد و 47 سال زندگانى كرد ( ابن اثير 10 / 75 ) .