صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
98
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
به قتل آمدن وزير نظام الملك قوام الدين خواجهء بزرگ ابو على حسن بن على بن اسحاق ؛ رضىّ امير المؤمنين وقتى حسن بن صبّاح به دژ الموت پناه برد و فتنهاش بالا گرفت و شرّش منتشر شد و آسيبش بسيار ، نظام الملك به سپاهيان ، راه آن دژ ببست . « 1 » اين زمان دو مرد از آن دژ بهدرآمدند ؛ نعل اسبشان باژگون بود و هم ازاينرو سپاهيانى كه به گرد دژ بودند ، گمان بردند كه آن دو به دژ درآمدهاند . وقتى نظام الملك به كجاوه بنشست و از گرمابه بهدرشد ، از اين دو مرد يكى از جاى خويش بهدرآمد ، به هيأت مردى دادخواه ، و او را كاردى زد و بگريخت اما پايش به ريسمانهاى چادر گرفت و افتاد ، و او را كشتند . وزارت نظام الملك بيست و هفت سال بپاييد و او در شب شنبه ، دهم رمضان « 2 » سال چهارصد و هشتاد و پنج به دست باطنيان به قتل آمد . سبب قتلش آن بود كه تاج الملك ابو الغنائم ، « 3 » گنجور سلطان ملكشاه و ناظر بيوتات و وزير فرزندان او ، دل سلطان با
--> ( 1 ) . نامهء سلطان ملكشاه به حسن صباح و پاسخ او به سلطان برجاى مانده است . نامهء ملكشاه زير تأثير خطر روزافزون صباح و به تشويق وزير سلطان ، نظام الملك ، فرستاده شد . ملكشاه در نامهء خود به صباح مىگويد : « تو كه حسن صباحى ، دين و ملت نو پيدا كرده ، مردم را مىفريبى و بر والى روزگار بيرون مىآيى و بعضى مردم جهّال جبال را بر خود جمع كرده و سخنان ملايم طبع ايشان مىگويى تا ايشان مىروند و مردم را به كارد مىزنند ، و بر خلفاى عباسى كه خلفاى اهل اسلاماند و قوام ملك و ملّت ، و نظام دين و دولت بر ايشان مستحكم است ، طعن مىكنى . بايد كه از اين ضلالت بگذرى و مسلمان شوى و الّا لشكرهاى تعيين نموده موقوف به آمدن تو يا جواب خواهيم بود . زنهار ، زنهار ، بر جان خود و متابعان خود رحم كند و خود را و متابعان خود را در ورطهء هلاك نيندازد و به استحكام قلاع مغرور نشود و به حقيقت داند كه اگر قلعهء او كه الموت است ، برجى از بروج آسمان باشد ، به عنايت ايزدى ، حق سبحانه و تعالى ، با خاك يكسان كنم » . حسن صباح در پاسخ سلطان ملكشاه مىنويسد كه سلطان زير تأثير دروغهاى وزير نظام الملك و ياران اوست ، و وى دين نوى نياورده است ، و خلفاى عباسى منحرف شدهاند و ازاينرو نمىتوانند رؤساى دنياى اسلام باشند . تنها رؤساى دنياى اسلام خلفاى فاطمىاند ، و او مصلحت مردمان را در آنان مىبيند و بديشان دعوت مىكند . نك . به : « اسناد و نامههاى تاريخى از اوائل دورههاى اسلامى تا اواخر عهد شاه اسماعيل صفوى » ، نوشتهء سيد على مؤيّد ثابتى ، تهران ، 1967 ؛ بونياتوف ص 200 ) . ( 2 ) . بنابه گفتهء جوينى ( 2 / 676 ) نظام الملك در 12 رمضان كشته شد . او سى سال وزارت الب ارسلان و ملكشاه كرد . نك . به : ابن اثير ( 10 / 70 ) . ( 3 ) . تاج الملك ابو الغنائم مرزبان بن خسرو فيروز ، ملقب به ابن دارست ، فاسق همسر ملكشاه ، تركان خاتون ، بود - كسى كه در دسيسههاى دربار نقش عمدهاى داشت و بسيارى از كارهاى دولتى به دستش بود . تاج الملك با همدستى وى توانست بر ضدّ وزير پيشين دسيسه كند و سلطان را بر ضد وى برانگيزد . تاج الملك از يكى از خاندانهاى ايرانى نامدار به وزارت بود . نزد سوتكين كار كرد و سلطان ملكشاه او را رئيس ديوان طفره و انشا نمود . تاج الدوله پس از مرگ نظام الملك مدّت كوتاهى وزير اول دولت شد و يارانش رفتهرفته جاى ياوران نظام الملك را گرفتند . نك . به : بندارى 59 - 58 و ابن جوزى 9 / 67 .