عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

678

زبدة التواريخ ( فارسى )

لشكرهاى متفرقه جمع شد ، چنان كه از مزاحمت سپاه بسيار عرصه آن زمين فراخ تنگتر از حلقه خاتم و ثقبهء « 1 » سوزن نمود و از مصادمت لشكر بىشمار صحن آن صحراى بزرگ خردتر از چشم مور و حدقهء مار در نظر آمد . شعر ز گرد سپه روشنائى نماند * ز خورشيد شب را جدائى نماند كوه و صحرا از عدت « 2 » و اهبت به ستوه آمد ، بدين هيأت متوجه بدخشان گشتند . چون به موضع كشم رسيدند ، پسر شاه بهاء الدين كه لاف مبادرت و تصلف جلادت او به سمع قريب و بعيد رسيده بود و به وفور عدت و شوكت مغرور شده به دست و پاى فرومرده افواج غم و اندوه و انواع خوف و خطر بر ظاهر و باطن و استيلا يافت ، بىنظم امور وغا و ترتيب اسباب هيجا دانست كه از كم‌عقلى ( 1 ) خطرى بزرگ را ارتكاب كرده است و از بىفكرى املى دراز در پيش گرفته ، شيخ الاسلام الاعظم - - مراة مناظر الخواطر و الافهام صاحب الكرامات العلية و المقامات الحليه - شيخ روحانى و امام ربانى - تاج الحق و الملة و الدين - « 3 » خواجه حسن عطار « 4 » - قدس سره - را شفيع ساخته سر بر خط بندگى و قدم در دايره فرمانبردارى نهاد و شيخ الاسلام الاعظم متقبل شد كه به بندگى حضرت اعلى - اعلاه الله تعالى - عرضه داشت كند

--> ( 1 ) . ت : بىعقلى . ( 1 ) ثقبهء : سوراخ كوچك ( دهخدا ) ( 2 ) عدت : ساز و ساخت ، آنچه مهيا شود براى مقابله با حوادث روزگار از مال و سلاح ( دهخدا ) . ( 3 ) آئينه منظره‌هاى انديشه‌ها و درك‌ها و فهم‌ها ، صاحب كمالات و الا و مقامات آشكار . ( 4 ) خواجه حسن عطار : ولد خواجه علاء الدوله عطار است و منتظم در سلك مشايخ كبار ، فوتش در اثناء سفر حجاز در سنهء ست و عشرين و ثمانمايه ( 826 ) در بلدهء شيراز روى نمود و اصحاب نعش او را از آن ولايت به صغانيان نقل كرده به خاك سپردند ( حبيب السير ج / 3 ص 6 ) و نيز اطلاع از چگونگى حكميت او دربارهء ساكنان حصار فرحناك - ج / 3 ص 204 ، ديگر اينكه با عبارت « قدس سره » معلوم مىشود كه حافظ ابرو زبدة التواريخ را بدون شك بعد از وفات خواجه حسن عطار كه 826 بوده نوشته است .