عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
677
زبدة التواريخ ( فارسى )
اعظم نبوى الاخلاق و ملكى الشيم اميرزاده سيورغتمش - نور اللّه مرقده - متوجه بدخشان شوند . چون امراى مذكور عزيمت آن طرف نمودند ( 1 ) و به بلخ رسيدند ، شاه بهاء الدين از جانب بدخشان پيش ايشان رسيد . ( 2 ) امرا با شاه بهاء الدين حكم حضرت سلطنت شعارى و عزيمت خود بدان جانب تقرير كردند و گفتند : بزرگتر شاهان بدخشان توئى ، اگر معامله آن ولايت بر خود مىگيرى و مالى كه در زمان حضرت صاحبقرانى - انار اللّه برهانه - معهود بوده ، تقبل مىكنى كه سال به سال به خزانهء عامره و اصل گردانى ، ما از بندگى حضرت درخواست كرده شفيع شويم تا حكومت آن مواضع بر تو مسلم دارند . او در جواب گفت كه من ترك حكومت كردهام و عزيمت بر طاعت و عبادت مقصور گردانيده و حكومت ولايت تعلق به پسر و برادر من دارد . امرا ايلچى پيش پسر و برادرش فرستادند و صورت حال تقرير كردند . ايشان جواب مفيد ندادند . امرا صورت اين احوال پيش بندگى حضرت عرضه داشت نمودند . بندگى حضرت فرمود كه چون شاه بهاء الدين پيش شما آمده اگر او تقبل مىكند كه معامله بدخشان سرانجام سازد ، ايلچيان مصاحب او گردانيده حكومت آن ديار به دو مسلم دارند ، و الا كه او قبول نكند ، او را پيش ما فرستند و ايشان متوجه آن طرف شوند و تا معامله بدخشان به اتمام نرسانند ، معاودت ننمايند . امرا بر موجب فرموده بندگى حضرت ، شاه بهاء الدين را به جانب دار السلطنه هرات - صانها اللّه تعالى عن الافات و البليات - روان گردانيدند ، عزيمت بدخشان مصمم گردانيدند . در اين حال مقدار پنج هزار سوار از پيش امير ( 3 ) و اميرزاده اعظم شهريار دادگستر جهاندار بندهپرور جمشيدفر شاه فريدون سير مغيث الحق و الدين الغ بيك گوركان - خلد الله ملكه - از جانب ماور النهر به استمداد ايشان برسيد و
--> - 858 از استراباد حركت كرده از آب مرغاب گذاشت » از معبر قندز و بغلان عبور كرده روزى چند در ارهنگ لنگر انداخت ( حبيب السير 4 / 52 ) در همين زبدة التواريخ ص 190 نيز سالى سراى آمده است ، اما ناگفته نماند كه در چاپ ظفرنامه كلكته شالىسراى آمده است در صورتى كه همانطور كه گذشت در چاپ تهران سالى سراى آمده است . ( 1 ) . ت : متوجه آن طرف شدند . ( 2 ) . ت : برسيد . ( 3 ) . ت : ندارد .