عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

668

زبدة التواريخ ( فارسى )

خود خرم و نوربخش : [ شعر ] جهان به كام و فلك بنده و ملك داعى * اميد تازه و دولت قرين ( 1 ) و بخت جوان فتوح سوى يمين و سعود سوى يسار * سپهر زير ركاب و زمانه زير عنان از باغ زاغان كه در اواسط سنبله به خرمى فروردين بود ، به سر پل مالان « 1 » در باغ زودى نزول فرمود و در آن باغ يك دو روز به جهت تمامى مهمات بندگان و مصالح ايشان توقف رفت . روز ديگر به دعاى استفتاح مشغول گشته علما و زهاد و مشايخ جمع آمدند . جمله را معمور انعام و مشمول الطاف و اكرام گردانيد . هم در آن روز جهان اوچ قرا رسيد و خبر رسانيد كه اميرزاده بايقرا را مىرسانند . بندگى حضرت او را باز پيش اميرزاده قيدو فرستاد كه ما به جهت دفع هزاره متوجه آن طرف گشته‌ايم . ( 2 ) او خاطر خود بد نكند و امير خضر خواجه آقچه را مقرر گردانيد كه اميرزاده بايقرا را به سمرقند پيش اميرزاده اعظم اعدل - مغيث الحق و الدين -

--> ( 1 ) . ت : قوى . ( 2 ) . ت : شده‌ايم . ( 1 ) پل مالان : حافظ ابرو در جغرافياى خود مىنويسد . بلوك « گداره » كه از بلوكات هرات است بر جنوبى رود است ، بلوكى معتبر است و قصبهء آن را « مالان » خوانند و جوى آن را بدين قصبه بازخوانند و جوى مالان گويند و بر رود هرات پلى به عظمت بسته‌اند ، در زمان حكومت سلطان سنجر در خراسان به تاريخ سنه خمس و خمسمائه آن پل را نيز پل بابل خوانند . جغرافياى حافظ ابرو - قسمت ربع خراسان هرات - ص 16 . خواندمير نوشته است : پل مالان مبنى است بر 26 طاق كه از خشت پخته و گچ و آهك ساخته شده و در هيچ‌يك از تواريخ مذكور نيست كه بانى آن جسر كيست و آنچه از السنه و افواه استماع افتاد آن است كه ضعيفهء بيوه آن پل را بنا كرده است ( حبيب السير ج / 4 ص 651 ) با اين وجود پيشينهء اين پل بسيار قديمىتر است ، مقدسى در قرن چهارم از پل بسيار عظيمى كه بر رود هرات بوده و يك زردشتى آن را بنا كرده ياد نموده است ( احسن التقاسيم ج / 2 ص 447 و 483 چاپ تهران - ترجمهء علينقى منزوى ) .