عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

669

زبدة التواريخ ( فارسى )

الغ بيك گوركان رسانند و رايات همايون كوچ فرموده بعد از سه روز به ظاهر قصبه اسفزار به موضع سر پل بتان سراپردهء بار ( 1 ) بازكشيدند و يك هفته در آن منزل به جهت رسيدن رايات همايون مخدوم و مخدوم‌زاده عالميان ( 2 ) اميرزاده بايسنغر بهادر [ خان ] - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه - توقف فرمود و چون برسيدند ، از آنجا كوچ فرموده در چهاردهم ( 3 ) شعبان به لب آب هيرمند كه يورت قشلاق مقرر گردانيده بود ، نزول فرمود . روز ديگر امير [ زاده ] حسن صوفى از قندهار به اردوى همايون رسيد . بعد از آن عزيمت ايلغار فرمودند و ستيزد را پيش اميرزاده قيدو فرستادند كه او از آن طرف حركت كند و رايات همايون از اين طرف متوجه گشته ، مردم هزاره را از ميان بردارند . باوجودآن ، بنابر رعايت رعايا كه در ميان آن طايفه بودند ، مولانا ابراهيم را مقرر فرمود كه به هزاره رود و امرا و كلانتران ايشان را نصيحت كند كه به خدمت مبادرت نمايند و عذر گذشته بخواهند ، و الا آن زمان كه لشكرها بدانجا رسند ، به غارت و تاراج مبتلا خواهند شد . در اين اثنا راى ذوالجين « 1 » از ممالك هندوستان ( 4 ) به بساط بوس رسيد . روز ديگر مخدوم و مخدوم‌زاده عالميان اميرزاده سيورغتمش - نور الله مرقده - با امرايى كه با او بودند ، امير ابراهيم و امير نوشروان و لشكرها به اردوى همايون رسيدند و ملك قطب الدين از ممالك سجستان برسيد . در بيست و سيم ( 5 ) شعبان رايات همايون به قندهار برسيد و در آن منزل مقرر فرود آمد كه تومنات مخدوم و مخدوم‌زاده عالم و عالميان سايه رحمت يزدان اميرزاده بايسنغر بهادر [ خلد ملكه ] به عزيمت ايلغار به جانب هزاره روند . در بيست و هفتم شعبان مولانا ابراهيم برسيد و عرضه داشت نمود كه امراى هزاره مجد فيروز و خواجه آرام و قدم و غيره مىرسند . حضرت سلطنت شعارى ايلچى پيش مخدوم و مخدوم‌زاده عالميان فرستاد كه ايشان را تاخت نكنند و چنان

--> ( 1 ) . ت : ندارد . ( 2 ) . ت : جهانيان . ( 3 ) . ت : چاردهم . ( 4 ) . م : هندستان . ( 5 ) . م : 23 . ( 1 ) در مطلع سعدين عبد الرزاق سمرقندى ، راى ذو الحين ، ضبط كرده است و اضافه مىكند : راى ذو الحين كه حضرت صاحبقرانى از زمان فتح هندوستان او را تربيت فرموده بود . ( ص 203 ) .