عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

647

زبدة التواريخ ( فارسى )

شعر طلوع كرد به تائيد حق ز برج جلال * بر آسمان نهم اخترى مبارك فال برآمد از افق ملك آفتابى كو * هميشه ايمن خواهد بد از كسوف و زوال به ساعتى كه سعود آسمانى بدان تولا « 1 » كنند و زمانى كه اسباب نجح و فيروزى بدان تشبث نمايند ، انوار ذات همايون اين نتيجه دولت ساحت گيتى را منور كرد و شعاع فره ايزدى كه از جبين مباركش لايح و ( 1 ) لامع « 2 » است ، ظلمات عالم عناصر را روشن گردانيد . شعر طالع شد از سپهر شرف گوهرى منير ( 2 ) * خورشيد راى و زهره رخ و مشترى ضمير در صدف سرورى درى و بر برج مهترى درى ظاهر گشت و در فلك اقبال اخترى مسعود فال درافزود ، ( 3 ) در بستان خسروى تازه نهالى ( 4 ) سر برزد و از گلبن شهريارى نوگلى شكفيدن گرفت : شعر بر آسمان بزرگى هلالى از نو يافت * به بوستان معالى گلى ز نو بشكفت به طالعى كه مشترى استفادت سعادت از آن ساعت كند و زهره نواى خنياگرى براى هواى آن سده ( 5 ) بتازد و كيوان به قران آن مسعود شود و مريخ به صاحب طالعى سعد اكبر گردد ، عطارد به اصطرلاب آفتاب ارتفاع گرفته به دوات سيمين ماه و كلك زرين شهاب زايچه طالع مبارك به جدول صبح و شنگرف شفق بر ورق افلاك كشيد .

--> ( 1 ) . ت : « لايح و » ندارد . ( 2 ) . ت : گوهر هنر . ( 3 ) . ت : اخترى درافزود . ( 4 ) . ت : نهال تازه . ( 5 ) . ت : « سده » ندارد . ( 1 ) تولا : محبت و دوستى ( نفيسى ) . ( 2 ) لامع : تابان ، درخشان ، رخشنده ( دهخدا ) .