عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
648
زبدة التواريخ ( فارسى )
كواكب و انجم مژده « يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ * » « 1 » به همديگر دادند ، آوازه در سراپرده سپهر رفعت سلطنت كه مخيم تائيدات ( 1 ) آسمانى و مدار مركز مواهب ربانى است ، افتاد كه : شعر فى المهد ينطق عن سعادة جده * اثر النجابة ساطع البرهان « 2 » ان الهلال اذا رايت نموه * ايقنت بدرا منه فى اللمعان « 3 » مقربان حضرت جبروت كوس بشارت بر اوج عليين زدند ، سرادقات جلال برافروختند و شادروان « 4 » عظمت و اقبال مبسوط گردانيدند . حضرت سلطنت شعارى را از مكان قرة العين روشنايى ديدهء اميد افزود و ماده و استظهار از ظهور آن در درج سلطنت روى در ازدياد آورد . نهال دولت را از جويبار توفيق سرسبز ديد و چمن مراد از باران اقبال شاداب يافت . سبب استدامت اسباب سلطنت و جهانبانى و استزادت « 5 » امداد عظمت و كامرانى شد . به شكر اين موهبت اكابر و اشراف ، وضيع و شريف را به بذل صدقات و اقامت خيرات مبرات ممنون ساخت ، خاص و عام خرد و بزرگ دور و نزديك ترك و تازيك را به وصول اين نعمت كبرى و موهبت عظمى فرح و سرور و مرح « 6 » و حبور ( 2 ) « 7 » روى نمود . هريك به قدر مراتبهم ( 3 ) به رسم خدمت و نثار اقامت نمودند ، چهرهء مجد و معالى و صحيفهء ايام و ليالى بدين گوهر
--> ( 1 ) . ت : تائيد . ( 2 ) . ت : « و مرح و حبور » ندارد . ( 3 ) . ت : به قدر مرتبه . ( * ) قسمتى از آيه 171 سوره 3 . ( 1 ) به نعمت و كرم خدا شاد مانند . ( 2 ) - ص 364 . ( 3 ) هنگامى كه هلال را ديدى كه در حال نمو است يقين مىكنى كه از آن بدرى تابان پيدا خواهد شد . ( 4 ) شادروان : خيمه و سراپرده ، سرادق ، سايهبان ، بساط بزرگ ( دهخدا ) . ( 5 ) استزادت : فزونى خواستن ، افزونى خواستن ، زيادت خواستن ( دهخدا ) . ( 6 ) مرح : فرح و شادمانى ( دهخدا ) . ( 7 ) حبور : شادى ، وسعت زندگانى ( فرهنگ جامع ) .