عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

605

زبدة التواريخ ( فارسى )

اغضا و سوره اغماض [ آيت ] « لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ * » « 1 » برخواند و حسن سيرت و بقاى سريرت « 2 » اين پادشاه جوان دولت چنان اقتضا نمود كه رعايت جانب قرابت و مواصلت را به اقالت عثرت عين فرض داند و التزام طرف ملكت فاسجح « 3 » را كه به گاه حشمت و جاه در ذمت كرم دين و قرض است . شعر و اد زكات الجاه و اعلم بانه * به مثل زكات المال تم نصابها « 4 » اميرزاده بايقرا در پنجم رمضان سنه ثمان عشر و ثمانمايه شرمسار و خجل از شيراز بيرون آمده به بساط بوس حضرت اعلا مشرف شد . حضرت سلطنت شعارى جناح مرحمت و رافت هماىوار بر سر او گسترانيده و ذيل عفو و تجاوز بر ذلت و هفوات او پوشانيد ، از سر نوادر خطيات « 5 » و سوابق عثرات او برخاسته از گذشته درگذشت . اهالى آن مواضع مجموع سر بر خط فرمان نهادند و پاى بر جادهء هوا و ولا بداشتند و حضرت سلطنت شعارى بعد از ظفر بر مراد و قمع و قهر اضداد غير از دو سه تن كه بنابر مصلحت عام ايشان را به ياسا خاص گردانيد ، ديگر هيچ فردى را از افراد بر دودلى و دو هوايى مواخذت نفرمود ، چنان كه از فرط كرم و حسن اغضاى او سزيد ، همگنان را بنواخت و به زيادت سيور غالات و انعامات مخصوص كرد و شعار استشعار از روى كار ايشان برداشت تا جمله در مشرع عذب « 6 » امان و مرتع خصب امن آسوده مىباشند و دوام دولت و شمول نعمت اين حضرت از خداى عز و جل مىخواهند و فرط اين معدلت و فيض آن عاطفت اقتضا مىكند

--> ( * ) قسمتى از آيه 92 سوره 12 . ( 1 ) - ص 22 و 23 . ( 2 ) سريرت : راز ، به مجاز به معنى خصلت و طبيعت ( غياث ) . ( 3 ) - ص 551 . ( 4 ) و بپردازد زكات جاه و مقام را و بدان كه بمانند زكات مال است كه به كمال رسيده است نصاب آن . ( 5 ) خطيات : ج خطيه ، گناهى كه به قصد كنند ( منتهى الارب ) . ( 6 ) عذب : خوشگوار ( منتهى الارب ) .