عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
606
زبدة التواريخ ( فارسى )
كه تا نه بس روزگار تمامى اقاليم جهان در تحت فرمان و ضبط ديوان حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه [ و سلطانه ] - آيد ، انشاء اللّه وحده العزيز . ( 1 ) ذكر حالاتى كه بعد از واقعه اميرزاده بايقرا در آن حدود و نواحى ( 2 ) به وقوع پيوست چون خاطر همايون از قضيهء اميرزاده بايقرا فراغى يافت ، روى به ضبط مصالح ملك و تقويم معوج و اصلاح فاسد و زجر متعديان و قمع مفسدان آورده امور سلطنت آن ديار كه سمت اندراس پذيرفته بود و از جادهء استقامت مايل و منحرف شده به قدر انتظامى پذيرفت ، بار ديگر به عدل شامل حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه [ و سلطانه ] - كار عالميان عموما و خصوصا اهالى فارس رونق و طراوتى گرفت . اميرزاده بايقرا چون از حركت خود شرمسار بود و مجال ملازمت نداشت و نيز محل اعتماد نمانده بود و مردم بدنفس شرير فتنهانگيز بسيار ، راى اعلا صلاح در آن ديد كه او را به طرف قندهار و گرمسير روانه فرمايد تا در آن حدود مصاحب اميرزاده قيدو باشد . چون اميرزاده بايقرا را بدان جانب فرستادند ، اردوى همايون به اندرون شهر شيراز درآمد و فرمان قضامضا و حكم قدر نفاذ بر آن جمله تنفيذ ( 3 ) يافت كه امراى هزارجات و تومانات ( 4 ) و قشونات با عساكرى كه در اهتمام ايشان بود ، به جانب علفخوارها روان شوند . امير يادگار شاه و امير نوشروان با تومانات بر انغار ( 5 ) به طرف قلعهء سفيد « 1 » و شولستان و آن نواحى متوجه شدند و امير اعظم ( 6 ) امير شاه
--> ( 1 ) . ت : « وحده العزيز » ندارد . ( 2 ) . ت : ندارد . ( 3 ) . ت : « بر آن جمله تنفيذ » ندارد . ( 4 ) . ت : تومنات . ( 5 ) . ت : تومنات بر ايلغار . ( 6 ) . ت : « امير اعظم » ندارد . ( 1 ) قلعهء سفيد : در دو فرسخى شمال شرقى « نوبندگان ( فارس ) » قلعهء كوهستانى معروف به قلعهء سفيد يا اسفيد دز يا قلعهء اسفنديار در نقطهء مسطحى از كوهستان واقع گرديده است در اواخر قرن هشتم كه امير تيمور در ضمن حركت از بهبهان به شيراز سر راه خود اين قلعه را بعد از دو شبانه روز جنگ در بهار سال 759 تسخير كرد ظفرنامهء يزدى ج / 1 ص 600 نام اين قلعه در تاريخ شهرت يافت . لسترنج - خلافت شرقى ص 286 .