عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
64
زبدة التواريخ ( فارسى )
اميرزاده ابا بكر چون تعجيل مىنمود ، در رسيدن به عراق ، بديشان ملتفت نشد و از دامغان به سه روز به سمنان « 1 » آمدند . اهالى سمنان پيشتر كه اميرزاده اميرانشاه بدانجا رسيد فضولى كرده [ به جنگ مشغول گشته ] بودند و لشكريان ايشان را غارت كرده ، مجموع جلاى وطن اختيار كرده بودند ، چنانچه در اين كرت « 2 » كه بدانجا رسيدند ، هيچكس را نيافتند ، مجموع خانهها باز گذاشته به كوهها رفته بودند و لشكريان دگرباره سمنان را غارت كردند . چون به حدود خوار « 3 » رسيدند ، امير پير حسين برلاس را به قلعه شهريار روانه گردانيدند و ايشان متعاقب روانه شدند . چون به شهريار رسيدند ، قلعه بديشان سپردند ، آن جايگه معلوم كرد [ 1 ] كه اميرزاده عمر باوجود هواى تابستان به جانب قراباغ به جنگ امير [ 2 ] شيخ ابراهيم رفته است - چنانچه در حكايت اميرزاده عمر مذكور گشته - اميرزاده ابا بكر پدر و مادر و آغرقها را در ساوق بلاق [ 3 ] « 4 » رى ساكن گردانيده با دوهزار مرد متوجه سلطانيه شد . امير دولداى و جمعى كه در قلعه بودند ، قلعه را تسليم نمودند . چون اميرزاده ابا بكر را قلعه سلطانيه مسخر گشت ، خواتين اميرزاده عمر و امراى او را كه آنجا بودند ، به تصرف درآورد و هريك را به يكى بخشيد . در اين
--> [ 1 ] . ت : آنجا معلوم كردند . [ 2 ] . ت : ندارد . [ 3 ] . ل : ساوجبلاق . ( 1 ) سمنان : در مورد وجه تسميه تاريخى سمنان ( - محمد على مخلصى - آثار تاريخى سمنان ص 53 و 54 ) . ( 2 ) كرت : دفعه ، مرتبه ، نوبت ، بار ( نفيسى ) . ( 3 ) خوار : از مهمترين شهرهاى خاورى رى است . ابن حوقل ، ياقوت ، مقدسى ، و ديگر جغرافيادانان مسلمان آن را ذكر كردهاند ، - : لسترنج ، خلافت شرقى ص 392 و نيز - حسين كريمان - رى باستان - ج / 1 ص 24 ، يزدى ج / 2 ص 212 در ظفرنامه مىگويد : اكنون در جاى خوار شهر ارادان واقع است ولى آن ولايت همچنان بنام خوار موسوم مىباشد . ( 4 ) ساوقبلاغ : همان ساوجبلاق است ، به قول لسترنج : اين اسم در تركى به معنى چشمههاى سرد مىباشد ( سرزمينهاى خلافت شرقى - ص 235 ) . حمد الله مستوفى نيز در نزهه آن را ذكر كرده است ص 69 . ساوجبلاغ از شمال محدود است به طالقان و كوههاى فشند و از مشرق به ارنگه و از جنوب شهريار و از مغرب به قزوين . ( دهخدا ) ضمنا ساوق / ساوخ : سرد است .