عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
53
زبدة التواريخ ( فارسى )
پوشيده نظر بر آن داشت كه چون وقتى عدوى دولت من بود و اين زمان « لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى » ذليلوار پناه به حمايت و رعايت اين دولت [ 1 ] آورده است ، كرم و مروت اقتضاى آن مىكند كه از گذشته ياد نياوريم . او را تربيت فرمود ، [ 2 ] داخل ديگر امراى دولت خود ساخت . رستم را اين معنى ناپسنديده آمد و پيغام كرد كه چون او به كرات و مرات نسبت به اين خاندان حرام نمكى و حقناشناسى كرده است و خداى عز و جل ما را توفيق داد كه چشم كج او را ميل كشيديم و حديقه حدقهاش را از لباس نور عور ساختيم ، اين زمان چون گراز تير خورده و مار دم بريده شده است . كدام عقل قبول كند كه من بعد او را غم صلاح اين خاندان باشد . اميرزاده پير محمد اگرچه خطاى اجتهاد خود را دانست اما لباس اعتذار بر آن پوشيده و حجتى [ 3 ] چند كه موجب اطمينان رستم باشد ، آميخت و مكتوبات عذرآميز نبشته با تبركات نيكو پيش او فرستاد . هرچند كه به سبيل ضرورت قبول كرد و خاموش شد ، اما سررشته يگانگى را عقده در ميان افتاد . حكايات فرزندان اميرزاده جهانگير « 1 » بن امير صاحب قران - انار الله برهانه - بعد از واقعه حضرت صاحب قرانى اميرزاده جهانگير بن امير صاحب قران دو پسر داشت : بزرگتر را حضرت صاحب قرانى وليعهد خود گردانيده بود . اما به تقرير ملك قدير ، وى پيش از مولى به عالم بقا رفت و صورت آن قضيه در سال هشتصد و پنج در سفر روم شرح داده آمده است . و حكايات فرزندان او در تاريخ حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - هريك به وضع خود ذكر كرده شود ، ان شاء الله تعالى وحده -
--> [ 1 ] . ت : من . [ 2 ] . ت : داده . [ 3 ] . م و ت : جهتى . ( 1 ) غياث الدين جهانگير ميرزا فرزند امير تيمور ( 755 ه . - 777 ) شوهر بخت ملك آقا . . . دفن دركش در عمارتى كه تيمور برايش بنا كرده بود ( - نسبنامه ) .