عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

34

زبدة التواريخ ( فارسى )

غنيمت بسيار به دست لشكريان افتاد . امير سعيد خواجه دو روز در عقب ايشان برفت . بعد از آن مراجعت نموده به جانب سبزوار بازگشت . ذكر احوال اميرزاده اميرانشاه بهادر و فرزندان او ، ابا بكر و عمر بهادران بعد از وفات حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه - پيشتر ذكر اين گذشته است كه حضرت صاحب [ قرانى ] ، بعد از آنكه از سفر روم و شامات [ 1 ] مراجعت نمود ، ممالك عراق عرب و آذربايجان با توابع و مضافات آن به اميرزاده اعظم اميرانشاه گوركان [ 2 ] و دو فرزندش اميرزاده ابا بكر و اميرزاده عمر تفويض فرمود و اگرچه اميرانشاه بهادر پدر بود و اميرزاده ابا بكر برادر بزرگتر ، فاما در نشانى « 1 » كه نبشتند چنان بود كه در جانقى و امور كليه ممالك پيش اميرزاده عمر بهادر جمع شوند و از صوابديد او تجاوز نكنند و بتخصيص در حكم ايالت او ذكر ممالك آذربايجان و اران « 2 » و موغان « 3 » و گرجستان « 4 » و شروانات و عراق عجم مذكور بود ، و او خود را از روى حكم بر پدر و برادر تفوقى مىدانست . و در آن زمستان كه حضرت صاحب قرانى به جانب سمرقند رفت ، اميرزاده عمر با لشكرهاى خاصه خود به موضع قراباغ قشلاق فرمود و چون بهار شد متوجه ييلاق آلاطاق گشت و امير جهانشاه بن چاكو ملازم او بود و از حكام اطراف امير

--> [ 1 ] . ت : شام . [ 2 ] . ت : مضافات آن با فرزند اميرانشاه كركان و . ( 1 ) نشان : رقم ، حكم ، فرمان كه قاضى حاكم يا صاحب منصبى نويسد ( دهخدا ) . ( 2 ) اران : بنا به نوشته حمد الله مستوفى : از كنار آب ارس تا آب كر بين النهرين ولايت اران است ( نزهه - در ذكر بلاد آذربايجان ص 105 ) به نوشته بارتولد ارمنستان و آلبانى و قسمتى از بادكوبه و ايالت گنجه را مسلمانان اران مىگفتند ، تذكره ص 229 و 230 ( 3 ) موغان : نام دشتى است كه از دامنهء كوه سبلان تا كنارهء خاورى درياى خزر كشيده شده و در جنوب رود ارس و شمال كوههاى طالش است ( - اضافات مجمل ، ج 1 ، ص 334 ) ، ياقوت اين ناحيه را از توابع آذربايجان مىداند ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 686 ) ، « مقدسى » هم از « موغان » بعنوان شهرى بر ساحل دو رودخانه كه در اطراف آن باغهاى زيباست نام مىبرد ، مقدسى - احسن التقاسيم ص 378 . ( 4 ) ايورى فعلى ، همان گرجستان است ، بارتولد ، تذكره ص 229 .