عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
11
زبدة التواريخ ( فارسى )
مملكت كنند و پيشتر امير خواجه يوسف با محفهء « 1 » حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - به جانب سمرقند « 2 » رفته بود و وصيت امرا چنان بود كه به شب به شهر در آيند [ 1 ] و چنان نكنند كه همهكس بر كيفيت احوال وقوف يابند . اما چون به تواتر اخبار و تشاهد « 3 » قلوب و تقارير « 4 » السنه ، گفت و گوى آن [ 2 ] قضيه زبانوار در افواه افتاده بود و حقيقت اين [ 3 ] حالت در ميان الوس « 5 » شايع گشته ، اميرزاده سلطان حسين بهادر « 6 » با نوكران خويش در بيرون اردو بود . امرا او را طلب كردند . استشعار و خوف به ضمير او راه يافته متوهم شد و پيش ايشان نرفت . امرا از جهت شراست « 7 » طبع و بىعاقبتى و فكر فاسد او انديشناك شدند . چون دو سه منزل به جانب سمرقند بيامدند ، اميرزاده بر ندق بن جهانشاه با بعضى از عساكر از جانب تاشكند « 8 » بديشان پيوست و اظهار موافقت و يك جهتى نمود .
--> [ 1 ] . ت : به جانب سمرقند روان گردانيدند و چنين وصيت كردند كه به شب در سمرقند درآيد . [ 2 ] . ت : اين [ 3 ] . ل و ت : آن ( 1 ) محفه : مركبى است زنان را ، مانند هودج اما قبه ندارد ( منتهى الارب ) . ( 2 ) سمرقند : صد و پنجاه ميل در خاور بخارا واقع است و از ساحل جنوبى رود سغد فاصلهء زياد ندارد و در محل مرتفعى بنا شده گرداگرد شهر باروئى و پيرامون بارو خندقى ژرف قرار دارد ، امير تيمور سمرقند را دار الملك خويش ساخت . ( لسترنج . خلافت شرقى ، ص 492 و نيز - بارتولد . تذكره جغرافياى تاريخى ص 51 ) . ( 3 ) تشاهد : گواهى دادن با هم ، با هم حاضر شدن و ملاقات كردن ( نفيسى ) ( 4 ) تقارير : ج تقرير ( نفيسى ) . ( 5 ) الوس : با واو غير ملفوظ در تركى قوم را گويند ( غياث اللغات ) . قبيله و جماعت ، الكه و يورت و محله ( دهخدا ) ، رعاياى يك حاكم ، به قسمتى از حكومت ، امپراطورى و كشور نيز اولوس گفته مىشود ( فرهنگ اصطلاحات ديوانى ، ص 33 ) . ( 6 ) فرزند اكه بيگى بنت تيمور گوركان ، وفات : 808 ، شوهر خانيكه بيگه ( ترخاننامه ) پسر امير محمد بيك بن موسى . . . در هنگام مرگ نياى خود بيش از بيست و پنج سال نداشت . مردى شجاع ولى تند و سبك سرو بلندپرواز بود كه يك بار هم از نزد تيمور گريخته و به دشمنان وى در دمشق پناه برده بود . وى سرانجام بر اثر همين اعمال به فرمان شاهرخ كشته شد ( احسن التواريخ ، ص 643 ) . ( 7 ) شراست : بدخويى ، نزاع ( منتهى الارب ) . ( 8 ) تاشكند : اين شهر كه در آسياى مركزى است اكنون مركز جمهورى شوروى ازبكستان است .