عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

12

زبدة التواريخ ( فارسى )

چون به آب سيحون رسيدند ، با ايشان مخالف گشت و امرا از آب گذشته بودند ، پل را خراب كرد . امير شاه ملك و امير شيخ نور الدين گفتند ضبط سمرقند اولى است ؛ به مخالفت امير برندق التفات ننمودند و متوجه سمرقند گشتند . چون به حوالى شهر رسيدند ، امير ارغونشاه شهر را محافظت نموده ايشان را اختيارى نداد . امير شاه ملك و امير شيخ نور الدين به جانب بخارا رفتند و هريك راى و تدبيرى مىانديشيد . اما حاكم محكمهء ازل خاتم عدل و صارم « 1 » فضل به يسار و يمين با يمين [ 1 ] و يسار شاه و شاهزاده اعظم نبوى الاخلاق و ملكى الشيم « 2 » نصير الحق و الدنيا [ 2 ] و الدين خليل سلطان بهادر مقرر گردانيده بود ، با لشكرهائى كه بندگى حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - به جهت يورش ختاى معد « 3 » فرموده در جانب تاشكند بود شهزادگان و امرا و اركان دولت زانوى [ 3 ] خدمت بر زمين نهاده به لغات مختلف و دلهاى متفق دولت روزافزون او را دعا گفتند ، اميرزاده محمد جهانگير را كه فرزند وصى - انار الله برهانه - است ، به خانيت قبول كرد و خود بر مسند حكومت و امارت استوا [ 4 ] « 4 » و استقرار گرفت و خورشيد دولت جهانگيرش بر مناكب « 5 » اقطار تافت و خاتم ملك و دولت به نگين تمكين او آرايش از سر گرفت و منابر اسلام به ذكر القاب مبارك و نام ميمون جمال و جلال افزود و قلم عنايت ازلى بر منشور دولت طغراى « تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ » « 6 » [ 1 ] كشيد . چون اين اتفاق [ 5 ] ميسر گشت - و ما الدولة الا الاتفاقات الحسنه « 7 » - لشكرها

--> [ 1 ] . م و ل : يمن [ 2 ] . ت و ل : « و الدنيا » ندارد . [ 3 ] . ت : روى [ 4 ] . ت : « استوا » ندارد . [ 5 ] . ت : انفاس [ 1 ] قسمتى از آيه 26 سوره 3 ( 1 ) صارم : شمشير بران ( منتهى الارب ) . ( 2 ) ملكى الشيم : طبيعتهاى پادشاهى ( معين ) ، فرشته‌خو . ( 3 ) معد : آماده و مهيا كرده شده ( نفيسى ) . ( 4 ) استوا : قرار گرفتن ، استقرار ( معين ) . ( 5 ) مناكب : جمع منكب ، دوشها و كتفهاى مردم ( غياث ) . ( 6 ) ملك به هركه مىخواهى مىدهى . ( 7 ) دولت ( بخت ) چيزى جز پيشامدهاى خوب نيست .