عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

4

زبدة التواريخ ( فارسى )

شعر گر او را سوى كوثر گرم شد راى * نسب‌داران گوهر باد برجاى گر او را فيض رحمت گشت ساقى * جهان بر وارثانش باد باقى گر او را خاك داد از تخته‌بندى * مباد اين تخت‌گيران را گزندى گر او بىتاج شد ، تاجش رضا باد * سر اين تاج‌داران را بقا باد خصوصا وارث اعمار « 1 » شاهان * نظرگاه دعاى نيكخواهان معين ملك شهرخ كآفرينش * ز نام او پذيرد نور بينش پناه [ 1 ] خسروان شهرخ بهادر * صدف بودند آن شاهان و او در به دولت [ 2 ] يادگار شهرياران * به شاهى تاجبخش تاجداران ستاره پايهء تخت بلندش * فلك را بوسه‌گه سم سمندش جهان را تا ابد شاه جهان باد * بدانچ اميد دارد ، كامران باد سعادت يار او در كامرانى * مساعد با سعادت زندگانى [ 3 ] « به حمد الله تعالى و منه » « 2 » اگر حضرت صاحب قرانى تخت مملكت را وداع فرمود ، فرزندانى به رجاحت « 3 » عقل و سماحت « 4 » خلق و رزانت « 5 » راى آراسته به اهليت ملك‌دارى و استعداد شهريارى شايسته كه [ اگر گل نماند گلاب مانده است ] « 6 » . نظم چنين خلل كه به بنيان دين درآمده بود * گر اعتماد بر اين پشتوان نبودى ، واى * * * گل گرچه دريغ كز چمن رفت و چو رفت * سرسبزى گلبن چمن باقى باد اگر ماه چهارده فرو رفت ، آفتاب جهانتاب برآمده است ؛ اعنى جناب

--> [ 1 ] . م و ل : شاه [ 2 ] . ت : دوران [ 3 ] . ل : كامرانى ( 1 ) اعمار : ج عمر ، عمرها ، زندگانىها ( دهخدا ) . ( 2 ) با سپاس خداوند متعال و فضل و منت او ( 3 ) رجاحت : فضيلت و برترى ( نفيسى ) . ( 4 ) سماحت : جوانمردى و مروت ( نفيسى ) . ( 5 ) رزانت : استوارى ، وقار ( نفيسى ) خردمندى ( دهخدا ) . ( 6 ) مدت سلطنت امير تيمور گوركان سى و شش سال بود . هنگامى كه فوت كرد سى و شش پسر و پسرزادگان را ديد ( ظفرنامه شامى ، ص 966 ) . جهت اطلاع از فرزند و فرزندزادگان او ( - نسب‌نامه در بخش اضافات همين كتاب ) .