عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
593
زبدة التواريخ ( فارسى )
به دار بقا فرستادند . چون خبر كيفيّت اين « [ 1 ] » واقعه به سمرقند رسيد ، حضرت صاحب قرانى حكم فرمود تا ملك غياث الدّين را كه در ارگ سمرقند بازداشته بودند و پسر خردتر امير غورى را كه در اوزكند پيش اميرزاده عمر شيخ بهادر فرستاده بود [ ند ] آسيب هلاكت رسانيدند و رعاياى بيچارهء هرات چون مردم اوباش و اراذل اين فتنه انگيخته بودند « [ 2 ] » و مردم اهل صلاح در غمرات « [ 3 ] » آن فترت « [ 4 ] » متفكّر و در درياچهء « [ 5 ] » آن ظلمت متحيّر [ بودند ] كه تشخيص اين مرض بر چهوجه توان كرد و علاج « [ 6 ] » آن سوء المزاج به چه تدبير مدخل توان ساخت ؟ به هيچگونه اسباب حلّ اين مشكل دست نمىداد و علامات كشف اين معضل ظاهر نمىگشت بلكه لحظه لحظه « [ 7 ] » و ساعت به ساعت « [ 8 ] » تواتر آن بحران تيزتر « [ 9 ] » مىگشت و مجموع را سر و مال بر خطر و زن و فرزند بر هدر ، مضمون اين ابيات صفت حال و صورت واقعه گشته بود : نظم فغان ز گردش گردون دون ، به دست كه داد * به دست ديو دگرباره ملك را خاتم زمانهايست چو احوال عاشقان تيره * حوادثى است چو گيسوى دلبران درهم چنان ز ساز فُتادست دهر را قانون * كه زخمهاش همه زخم است و نغمهاش همه غم فلك نگين و اراذل گرفته روى زمين * جهان خراب و افاضل نشسته در ماتم نه حكم شرع به تمكين نه دست حقّ مطلق * نه حال ملك به سامان نه كار دين محكم نفاذ شرّ و نَفاق نِفاق و رونق جهل * كَسادِ فضل و رواج فضول و قحطِ كرم صفا مجوى ز معمورهء جهان كاميخت * هواى او به وباء و نسيم او با سمّ « [ 10 ] » بر اين منوال مردم در زحمت بودند . « [ 11 ] » حضرت مخدوم و مخدومزادهء سعيد « [ 12 ] » شهيد اميرانشاه گوركان - نوّر اللّه مرقده - در كنار آب « [ 13 ] » مرغاب بود . چون خبر اين « [ 14 ] » واقعه بشنيد با لشكرهاى آراسته روى به جانب هرات [ 128 - آ ] آورد و چون آن مخاذيل خبر توجّه آن حضرت شنيدند جز فرار چاره نديدند آن خران غورى « كَأَنَّهُمْ
--> ( [ 1 ] ) - ت : آن . ( [ 2 ] ) - ت : انگيختند . ( [ 3 ] ) - ت : عمران . ( [ 4 ] ) - م و ت : فكرت . ( [ 5 ] ) - ت : دياخير . ( [ 6 ] ) - ت : در مزاج . ( [ 7 ] ) - ل : لحظه فلحظه . ( [ 8 ] ) - ل : ساعة فساعة . ( [ 9 ] ) - ت : ترتر . ( [ 10 ] ) - م و ل : اين ابيات ندارد . ( [ 11 ] ) - م و ل : از « بر اين منوال . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 12 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 13 ] ) - ت : ندارد . ( [ 14 ] ) - ت : آن .