عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

591

زبدة التواريخ ( فارسى )

به حكم - إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « [ * ] » « 1 » - بازگشت . اى دل ناآزموده وقت جزع نيست * با ستم روزگار تن زن و خو كن « [ 1 ] » چون از وظايف عزا بپرداخت و جهت روح مطهّر « [ 2 ] » آن نوگذشتگان مبرّات و صدقات به مستحقّان رسانيد ، بعد از چندروز باز به تهيّاء اسباب لشكر و ترتيب « [ 3 ] » ايشان اشتغال نمود « [ 4 ] » كه در آن تاريخ « [ 5 ] » چندواقعه در خراسان « [ 6 ] » حادث شده بود ، يكى از آن جمله واقعهء غوريان « [ 7 ] » بود . ذكر ياغىگرى غوريان و خرابى شهر « [ 8 ] » هرات و صورت اين « [ 9 ] » واقعه چنان بود كه ابناء ملك فخر الدّين كه يكى را ملك محمّد و ديگرى را امير مغلب « [ 10 ] » مىگفتند و ذكر ملك فخر الدّين در قضيّهء امير نوروز مثبت « [ 11 ] » گشته است « [ 12 ] » و اين پسران او در زمان ملك غياث الدّين و پدرش ملك حسين در هيچ حسابى « [ 13 ] » نبودند و در غايت فلاكت روزگار مىگذرانيدند ، به وقتى كه حضرت صاحب قرانى فتح هرات فرمود ايشان پيش بندگى حضرت رفتند و احوال خود باز نمودند « [ 14 ] » كه ملك حسين « [ 15 ] » عم‌زادهء ما بود بر ما ظلم كرد و اسباب و املاك [ 127 - ب ] پدران ما تصرّف نموده « [ 16 ] » و ما را در حكومت مدخلى « [ 17 ] » نداد و الحقّ واقعى مىگفتند و در بىانصافى بحثى نه . « [ 18 ] » حضرت صاحب قرانى ايشان را تربيت فرموده حكومت غور به برادر كلانتر ملك محمّد ارزانى فرمود . در اين ايّام با جمعى از مخاذيل « [ 19 ] » غوريان و خسايس النّاس از طرف غور روى به هرات آوردند و ابو سعيد اسپهبد كه پدرانش از امراى غور بودند و ملك غياث الدّين او را به‌سبب فتنه‌ئى كه در سر او مىديد « [ 20 ] » مدّت ده سال محبوس داشته بود . « [ 21 ] » حضرت

--> ( [ 1 ] ) - م و ل : اين بيت ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : ترتيب . ( [ 4 ] ) - م : ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : « كه در آن تاريخ » ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : « در خراسان » ندارد . ( [ 7 ] ) - م و ل : غوريان خر . ( [ 8 ] ) - ت : ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : آن . ( [ 10 ] ) - ت : مغل . ( [ 11 ] ) - ت : مبيّن . ( [ 12 ] ) - ت : ندارد . ( [ 13 ] ) - م و ل : حساب . ( [ 14 ] ) - م : نمود . ( [ 15 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 16 ] ) - م : نمود . ( [ 17 ] ) - ت : مدخل . ( [ 18 ] ) - ت : از « الحقّ . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 19 ] ) - ت : ندارد . ( [ 20 ] ) - م و ل : داشت . ( [ 21 ] ) - ت : داشت . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 156 ، سوره 2 . ( 1 ) زبده ، بخش دوم ، ج / 2 ، ص 675 .