عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

590

زبدة التواريخ ( فارسى )

حكايات حوادث و وقايع سنهء خمس و ثمانين و سبعمايه « 1 » در اين سال خاتون بزرگ حضرت صاحب قرانى دلشاد آغا وفات يافت و بعد از چندروز « [ 1 ] » خاتون معظّمه قتلغ تركان آغا خواهر امير بزرگ صاحب‌قران كه از خواتين عصر به خيرات و مبرّات گوى سبق ربوده « [ 2 ] » و از خالص اموال خود مدارس و خوانق پرداخته و صنوف مبرّات او شامل حال عالميان گشته از اين مرحلهء فانى رخت به عالم باقى كشيد « [ 3 ] » و از زندان ظلمانى به سرابستان روحانى رسيد . امير صاحب‌قران بر فراق ايشان اندوهناك « [ 4 ] » و گريان گشت و ملال و كلال بر نهال بىمثالش مستولى شد . چندروز قلق و اضطراب مىنمود و به امور ملك و دولت اشتغال نمىفرمود « [ 5 ] » آخر الامر سادات و علما و مشايخ و صلحا به حضرت « [ 6 ] » مجتمع گشته « [ 7 ] » و وظايف نصايح و مواعظ به تقديم رسانيدند و به آيات و احاديث خاطر عاطرش را تسلّى داده « [ 8 ] » و گفتند امير صاحب‌قران را در كامرانى بقا باد و به معارج رفعت و جلال ارتقا هركه عمر دراز خواهد بر مفارقت احبابش دل ببايد نهاد و هركه در دنيا بسيار ماند تن در كشاكش هجران اصحابش دربايد داد . با حكم قضا كس را قوّت و توان نيست و بر فرمان قدر حرج و تاوان نه : شعر « [ 9 ] » بر حكم قضا نمىتوان تاوان كرد * اين بود نصيب ما ، ازو چه توان كرد امير صاحب‌قران به نصايح ايشان گوش هوش گشوده از چراوچون درگذشت و

--> ( [ 1 ] ) - ت : چندگاه . ( [ 2 ] ) - ت : برده بود . ( [ 3 ] ) - ت : كشيده . ( [ 4 ] ) - ت : اندوهناك شد . ( [ 5 ] ) - ت : نمىنمود . ( [ 6 ] ) - م و ل : « به حضرت » ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : گشتند . ( [ 8 ] ) - م : داد . ( [ 9 ] ) - ت : بيت . ( 1 ) سال 875 ه . ق .