عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
588
زبدة التواريخ ( فارسى )
تورسن به بغداد درآمد و مجموع امراى بغداد كه با شاهزاده شيخ على رفته بودند با او بودند به خلاف اتباع وزيران « [ 1 ] » كه جهت صلاح وقت دو روز بود كه ايشان را در شهربان موقوف داشته بودند و از قضاى ربّانى « [ 2 ] » استخوان شاهزاده شيخ على را كه در نخجوان بر دست لشكر تركمان كشته شده بود به ظاهر بغداد آورده بودند و در مشهد « [ 3 ] » ابو حنيفه كوفى « [ 4 ] » « 1 » نهاده و مىخواستند كه در شهر بغداد درآورند و از آب « [ 5 ] » بگذرانند و دفن كنند . روز شنبه عبد الملك پيش تورسن پيغام فرستاد « [ 6 ] » كه ما امروز به يراق اين مهمّ مشغوليم و شما نيز از راه رسيدهايد « [ 7 ] » به استجمام « [ 8 ] » آسايش نماييد و هريك را لايق وضع آنكس نزلى و هديّهئى فرستاد و جهت هريك از ملازمان تورسن تكلّفها كرد . روز شنبه هيچكدام از خانه بيرون نيامدند ، روز ديگر مجموع اهالى بغداد جامههاى سياه جهت عزا و استقبال استخوان شاهزاده شيخ على « [ 9 ] » بپوشيدند . عبد الملك خواست كه تورسن را سلام كند و بيرون رود و يراقها بيرون فرستاد . چون به خانهء تورسن رسيد تورسن با نوكران خود قرار داده بود و در موضعى تنگ چنانچه زيادت از پنج كس در آنجا نمىتوانست نشست و ضبط در خانهها و كوچهها و دهليزهاى خانه و راهگذار كرده بود . « [ 10 ] » چون عبد الملك پيش او رفت يك دو غلام با او بيش پيش نگذاشتند ، او را و قرا محمّد بغدادى را كه قاتل امير اسمعيل بود « [ 11 ] » و راه امارت يافته با دو برادر قرا محمّد در همان خانه به قتل آوردند و بغداد پرآشوب گشت و غوغاى عامّ به در خانهء عبد الملك بردند و قريب دوهزار تومان از خانهء عبد الملك به تاراج رفت و عوامّ خانهء او را آتش زدند و « [ 12 ] » خزانهئى كه بهجهت امير عادل « [ 13 ] » روانه خواستند « [ 14 ] » ساخت در خانهء عبد الملك بود در يك خانه مهر كرده آن نيز به غارت رفت وصيت « بيت الظّالم خراب او بعد حين » از زبان خرد و بزرگ استماع افتاد . القصّه ، چون تورسن عبد الملك را به قتل آورد و مملكت بغداد پرآشوب شد از
--> ( [ 1 ] ) - م و ل : وزيريان . ( [ 2 ] ) - ت : آسمانى . ( [ 3 ] ) - ت : مشهد امام اعظم . ( [ 4 ] ) - ت : رحمة اللّه . ( [ 5 ] ) - ت : آن . ( [ 6 ] ) - ت : كرد . ( [ 7 ] ) - م : رسيدهايم . ( [ 8 ] ) - ت : به استراحت و استحمام . ( [ 9 ] ) - ت : « شيخ على » ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : كرده . ( [ 11 ] ) - ت : بودند . ( [ 12 ] ) - م و ل : از « و غريب در . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 13 ] ) - م و ل : بندگى آقا . ( [ 14 ] ) - م و ل : خواهست . ( 1 ) ابو حنيفه نعمان بن ثابت امام فقيه كوفى ( وف . 15 ه . ق ) . در مقبرهء خيرزان نزديكى رصافهء بغداد مدفون است . معجم البلدان ، ج / 3 ، ص 53 .