عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

1014

زبدة التواريخ ( فارسى )

شعر « [ 1 ] » دوستان را كجا كند « [ 2 ] » محروم * آنكه با دشمن اين نظر دارد « [ 3 ] » و هم در خلال اين احوال خبر رسيد كه سلطان احمد در زىّ و لباس فقرا درآمده ، او را شناخته و گرفته‌اند و همچنين قرا يوسف تركمان را هم در آن ولايت مأخوذ گردانيده‌اند . بندگى حضرت ايلچى بدان « [ 4 ] » طرف نامزد فرمود « [ 5 ] » و به حكّام ايشان نبشت كه قرا يوسف را چون قطّاع الطريق است و به كرّات قوافل حاج را غارتيده و در بلاد اسلام نهب و غارت و فتنه انداخته ، با او برحسب فرمان شريعت مطهّره كار كنيد و جهت رعايت ناموس او را على ملاء من النّاس بر دار كنيد تا عبرت ديگر مفسدان باشد و سلطان احمد را پيش بندگى حضرت فرستند . چون ماه رحمت شعار مغفرت دثار رمضان كه ، « شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ « [ * ] » » « 1 » صفت كمال اوست نزول اجلال فرمود و منشيان احكام الهى طغراى ماه نو بر منشور سبزفام آسمان كشيدند فرمان « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ « [ * * ] » » « 2 » بر خاصّ و عامّ خواندند . چون مدّت يك سال از وفات شهزادهء سعيد مغفور مبرور محمّد سلطان - طاب ثراه و جعل الجنّة مثواه - گذشته بود اشارت عاليه نفاذ يافت كه از بهر روح مطهّر او به تجديد خيرات و مبرّات نمايند و روان او را به صدقات و نذورات خرّم و مسرور گردانند و طويى به عظمت كرده خلايق را مجموع آش دهند ترتيبهاى پادشاهانه فرموده ميلاميل صحارى قراباغ را از انواع نعم مالامال گردانيدند و سادات و اشراف و علما و ائمّهء اطراف را در مراتب اقتدار خود صفّا بعد صفّ بنشاندند و به ختمات و تلاوت آيات اشتغال نمودند پس موائد عامّ بگستردند و به دعوات صالحات مختتم گردانيدند .

--> ( [ 1 ] ) - ت : بيت . ( [ 2 ] ) - ت : كند . ( [ 3 ] ) - ت : تو كه با دشمنان نظر دارى . ( [ 4 ] ) - ت : بر آن . ( [ 5 ] ) - ت : كرد . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 185 ، سوره 2 . ( [ * * ] ) قسمتى از آيه 183 ، سوره 2 . ( 1 ) ماه رمضان كه در آن قرآن نازل شده است . ( 2 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 145 .