عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
1010
زبدة التواريخ ( فارسى )
ذكر رسيدن اميرزادهء جهان عمر از مملكت سمرقند به قراباغ ارّان « [ 1 ] » و مقرّر گردانيدن حكومت آن ممالك بر وى در خلال اين « [ 2 ] » احوال اميرزادهء اعظم ، خلف دودمان عدل و ايالت اميرزاده عمر بهادر كه فرزندزادهء بندگى حضرت امير صاحبقران بود و از جملهء احفاد آن حضرت و اخلاف آن دودمان به مزيد شوكت و بسطت و شكوه جهاندارى و جلادت معروف و به عدل و انصاف موصوف و پيش از اين بهموجب فرمان بهجهت ايالت مملكت آذربايجان و توابع آن ، او را طلب فرموده بود [ 234 - ب ] به خرّمى و اقبال در كنف عزّ و جلال از سمرقند متوجّه گشته در اراضى بيلقان و اصل شد . روز جمعه غرّهء جمادى الاوّل سنهء ستّ و ثمانمايه به عزّ قدوم او « [ 3 ] » آن اراضى مشرّف و منوّر گشت « [ 4 ] » و از ورود رايات منصور ابواب فرح و سرور بر روى جهانيان مفتوح شد و اسباب امّيدوارى عالميان ميسّر گشت و زبان روزگار اين بيت سراييدن گرفت : شعر « [ 5 ] » هرجا كه قدم نهى و پردازى پى * گل رويد و لاله رويد اندر مه دى « 1 » ذكر نهر بيلقان كه حضرت صاحب قرانى بيرون آورد « [ 6 ] » به فرّ دولت « [ 7 ] » چون يكى از اسباب تمدّن بلكه از ضرورات ستّه آب است كه قوام معيشت انسان بدان منوط است بل اصل خلقت اشيا بر آن مربوط كه « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ « [ * ] » » « 2 » و نيز حضرت عزت در ديگر نعيم آخرت هرجا كه ياد باغ و بستان و نعم جاودانى بهشت فرمود به آبهاى روان منّت نهاد كه « جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ « [ * * ] » » « 3 » همّت خسروانه و نهمت ملكانه متوجّه آن گشت كه از بهر ساكنان آن مقام
--> ( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : آن . ( [ 3 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 4 ] ) - م و ل : گردانيد . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : آورد . ( [ 7 ] ) - ت : « به فرّ دولت » ندارد . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 30 ، سوره 21 . ( [ * * ] ) قسمتى از آيه 25 ، سوره 2 . ( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « گل رويد و لاله رويد اندر مه دى » ، ص 291 . ( 2 ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 338 . ( 3 ) - - - ) زبده ، همان .