عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

1001

زبدة التواريخ ( فارسى )

شعر « [ 1 ] » به تيغ تيز هركس را كه ديدند * سرش چون طرّهء گرجى بريدند از سرهاى پليد ايشان گل‌توده و مناره ساختند تا بر مرور روزگار عبرت عالميان باشد و زنان و اطفال ايشان را اسير گرفتند . مؤمنان فرياد تكبير بر فلك اثير رسانيدند و شكر موهبت اين نعمت گزارده گفتند « فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « [ * ] » » « 1 » آنگاه آن قطعه را به محمّد پوران هرات كه به پادشاه پوران معروف و مشهور بود سپرده مردان كارزار بهادر « [ 2 ] » با او گذاشته اطراف آن ولايت و نواحى آن را به اقطاع او نامزد فرمود تا آن سرحدّ را داخل جامهء اسلام داشته از لوث وجود كفّار پاك دارد و بر جاى ناقوس ناموس دين محمّدى را قائم كند و من بعد در عوض خاج و چليپا محراب و مصحف و بدل « [ 3 ] » باشد و به‌جاى « [ 4 ] » ثالث ثلاثه كلمهء توحيد لا إله الا اللّه محمّد رسول اللّه ظاهر گردد ، ان شاء اللّه وحده « [ 5 ] » . ذكر توجّه حضرت صاحب‌قرانى به صوب ابخاز و عزم غزو ارامنه « [ 6 ] » چون از قضيّه قلعه فراغ كلّى حاصل شد و چنان امرى خطير كه تمنّاى بيشتر آن در خاطرها نمىگذشت و بر تقدير آن‌كه بر خاطر گذرد به سالها بل عمرها متوقّع بود به فرّ دولت ابد پيوند به اندك‌زمانى به نجاح مقرون گشت ، شاهباز همّت عالى صاحب‌قرانى كه دائما به بال طلب ترقّى در هواى معالى پرواز مىكرد قصد صيدى از آن بلندتر نمود و فرمود كه چون ما را از مقام و نهضت و حركت و سكون مقصود كلّى اماطت عواصى كفر و ازالت نجاست شرك و اماتت سنن بغى و اطفاء شرر « [ 7 ] » شرّ و دفع ضرر ظلم و ثلم حدود طغيان و هدم حدود عدوان است و مطلوب اصلى در امضاى غزايى « [ 8 ] » كه داريم و خواطرى كه از حضرت - ذى الجلال و الاكرام - راى انور ما را - زاده اللّه اشراقا - روى

--> ( [ 1 ] ) - ت : بيت . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - م : و محراب . ( [ 4 ] ) - م و ت : « و محراب » ندارد . ( [ 5 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : و گرجستان . ( [ 7 ] ) - ت : شور . ( [ 8 ] ) - ت : عز . ( [ * ] ) آيه 45 ، سوره 6 . ( 1 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 216 .