عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
996
زبدة التواريخ ( فارسى )
اشارت فرمود تا امير شيخ نور الدّين بر سبيل ايلغار با لشكرهاى بىشمار متوجّه ايشان شده جمع « [ 1 ] » ايشان را متفرّق گرداند تا عساكر منصوره غلّات ايشان را حصاد كنند و بردارند . برحسب فرمان متوجّه شد گرجيان مجموع بگريختند و قوّت ايستادن نداشتند . امير سليم « [ 2 ] » شيخ نور الدّين چندان توقّف نمود كه لشكر منصور به استظهار او از سر امن و فراغت غلّهها حصاد كرده كوفتند و برداشتند و سالما غانما به اردوى همايون مراجعت نمود . ذكر فتح قلعهء كرتس « 1 » كه از معظمات قلاع گرج بود حضرت صاحب قرانى متوجه بلاد گرجيان « [ 3 ] » گشته به آهستگى مىرفت . بعد از چندروز كوچ به حوالى قلعهء كرتس « [ 4 ] » رسيد و آن قلعهئى بود بر كوهى بلند در غايت استحكام و نهايت حصانت به مرتبهئى كه مسافران روى زمين نه در كوه و نه در دريا قلعهئى سختتر از آن نشان نمىدهند و لشكر منصور كه چندينهزار قلعه در اطراف عالم گشادهاند مىگفتند در هيچ موضع قلعهئى از اين صعبتر نديدهايم چنانچه بعد از فتح اگر خواستندى « [ 5 ] » كه بدان قلعه بالا روند تا از بالا طناب فرونگذارند و مدد نكنند هيچكس را امكان بالا رفتن نبود و در چنين جايى توران نام يكى از امراء گرج والى بود و سى نفر از نامآوران [ 231 - آ ] كه عظماى گرجاند با او همراه بودند و از لشكريان صد و پنجاه نفر و پيش از اين تاريخ ، كرّت ديگر حضرت صاحب قرانى بدانجا رسيده بود و به تسخير آن زيادت التفاتى نفرموده ، مردم را گمان آن بود كه چون بندگى حضرت را معلوم است « [ 6 ] » كه قلعهئى بغايت سخت است و به زودى نمىتوان گرفت بدان سبب سايه بر آن نمىاندازد و به تسخير آن التفات نمىفرمايد و الحقّ جاى آن بود كه امثال اين « [ 7 ] » فكرها كنند ، چه قلعهئى بود سخت بر قلّهء كوهى شاهق و اطراف آن مجموع كمر يك انداز به بلندى صد و پنجاه گز و راه او بغايت كمرى تند پيچاپيچ و تنگ و اطرافش كوه و كمر سنگ و اهل قلعه را آبگيرهاى پرآب و ذخيرهء بسيار تا غايتى كه چند گلهء خوك
--> ( [ 1 ] ) - ت : جمعى . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - ل : گرجستان . ( [ 4 ] ) - م و ل : ترتس . ( [ 5 ] ) - ت : كسى خواستى . ( [ 6 ] ) - ت : دارد . ( [ 7 ] ) - ت : آن . ( 1 ) منابع ديگر « كرتين » .