عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

967

زبدة التواريخ ( فارسى )

مصراع كرم كريم نمايد ، قمر كند قمرى اگر گناه من عفو كنى و رقم مرحمت بر جريدهء جريمهء من كشى تا زنده باشم من و فرزندان من در مقام عبوديّت و خدمتكارى و چاكرى روزگار گذرانيم و آنچه توانيم از جانسپارى در مواقف خدمتكاران مبذول داريم . حضرت صاحب قرانى رقم عفو و احسان بر گناهان او كشيد و او را به خلعت و انعام و نوازش و اكرام مخصوص گردانيد . در اين اثنا عرضه داشت كه فرزندانم موسى و مصطفى در جنگگاه بودند و خاطرم متعلّق ايشان است اگر فرمان عالى نفاذ يابد تا ايشان را تفحّص كرده ، اگر زنده باشند بدين بنده رسانند مزيد ديگر انعامهاى خسروى باشد . بر حسب فرمان « [ 1 ] » رفتند و جستند . بعد از تفحّص بليغ يك فرزند او موسى را يافتند و به حضرت [ 224 - آ ] صاحب قرانى آوردند . او را نيز نوازش فرموده « [ 2 ] » پيش پدرش فرستاد و به خلعت و انعام سرافراز گردانيد « [ 3 ] » و ايشان را به انواع اعزاز و اكرام اختصاص داده اصناف نزلها كه درخور چنان مهمانى باشد دم‌به‌دم از كسوتهاى خاصّ و خرجى و الوان جامه‌ها و مراكب راهوار و تبركات و تنسوقات « [ 4 ] » مىفرستاد ، فامّا در مبالغت كردن در محافظت آنچه ممكن بود « [ 5 ] » . ذكر روانه فرمودن لشكرها به اطراف ممالك روم و اشتغال آن حضرت « [ 6 ] » ، حضرت صاحب قرانى ، به عيش و كامرانى « [ 7 ] » آنگاه فرمان همايون نافذ شد تا اميرزادهء معظّم محمّد سلطان بهادر ر كوكبهء نصر و فيروزى « [ 8 ] » و حشر فتح و بهروزى به‌جانب برسا روانه گردد و حكم شد كه اميرزاده ابا بكر بهادر و امير جهانشاه بهادر و امير شيخ نور الدّين با لشكرها در متابعت و مشايعت او روانه شوند و اميرزاده خليل سلطان بهادر را فرمود كه به‌جانب سمرقند نهضت نمايد « [ 9 ] » و اخبار آن نصر مبين به اقطار آن ديار رساند و دولت تيمور را در ركاب او مقرّر گردانيد و فرمود كه تا به سرحدّ ختاى تاخت كرده آن طرف را بكلّى از مخالفان پاك گردانند و

--> ( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : فرمود . ( [ 3 ] ) - ت : گردانند . ( [ 4 ] ) - ت : « و تبركات و تنسوقات » ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : « آنچه ممكن بود » ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : « آن حضرت » ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : « و كامرانى » ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : پيروزى . ( [ 9 ] ) - ت : فرمايد .