عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

968

زبدة التواريخ ( فارسى )

آنگاه امناى ديوان به تحصيل مال امانى به انگوريه رفتند و پادشاه سلطان محمود و اميرزاده سلطان حسين بهادر و اميرزاده اسكندر بهادر و امير سليمانشاه و اميرزاده « [ 1 ] » رستم بن طغايبوقا را به‌طرف آق شهر و قونيه روانه فرمود و حضرت صاحب قرانى در مواكب عزّ و اقبال ، ظفر بر يمين و نصرت بر يسار از انگوريه روانه گشتند . به « [ 2 ] » شش منزل به‌سوى حصار آمد و عراض آن نواحى مخيّم عساكر « [ 3 ] » همايون گردانيد و چندروز در آن منزل به عشرت و نشاط اشتغال فرمود و با « [ 4 ] » شهزادگان گردون احترام و آقايان زهره احتشام و امراى كيخسروفر و بانويان زليخامنظر در صباح و رواح به‌جهت استرواح روح به شرب راح التفات فرمود . چنگيان خوش‌آواز و بربطنوازان پرده‌ساز و كنيزان مشك‌موى و ساقيان ماه‌روى زانو زده كاسه مىداشتند و مغنّيان طرب‌آيين مضمون اين ابيات مىساختند « [ 5 ] » : بيت بيا تا به شادى دمى مىخوريم * چو فرصت نماند دگر كى خوريم به آيين كيخسرو و كيقباد * ستانيم از چرخ گردنده داد بياراست رامشگر شاهوار * شد ايوان به كردار باغ بهار آنگاه از سوى حصار كوچ كرده از قراحصار گذشتند و به كوتهيه « 1 » نزول فرمود و از اهالى آن به مالى « [ 6 ] » امانى قانع شده ايشان را آسيب ديگر نرسانيد « [ 7 ] » . باز در آنجا مجلس بزمى بياراستند ولدان « [ 8 ] » و غلمان كاسات راح ريحانى « بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ « [ * ] » » « 2 » را پر گردانيدند و مطيفان مجلس حوالى بزم را به « فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ « [ * * ] » » « 3 » بياراستند و خوانسالار از موايد « وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ « [ * * * ] » » « 4 » بگسترانيدند . اطراف و اكناف مجلس بزم به حوراچهرگان « وَ حُورٌ عِينٌ

--> ( [ 1 ] ) - ت : امير . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : عسكر . ( [ 4 ] ) - ت : تا . ( [ 5 ] ) - م : مىساخت . ( [ 6 ] ) - ت : مال . ( [ 7 ] ) - ت : رسانند . ( [ 8 ] ) - ت : ندارد . ( [ * ] ) اشاره به آيه 18 ، سوره 56 . ( [ * * ] ) اشاره به قسمتى از آيه 20 ، سوره 56 . ( [ * * * ] ) اشاره به قسمتى از آيه 21 ، سوره 56 . ( 1 ) منابع ديگر : « كوتاهيه » . ( 2 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 254 . ( 3 ) - - - ) همان . ( 4 ) - - - ) همان .