عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
582
زبدة التواريخ ( فارسى )
و او را هم در آن شب بهدست آورد و به درجهء شهادت رسانيد و در عمارت « [ 1 ] » دمشقيّه مدفون گشت و سلطان بايزيد از ترس او پياده بگريخت و بهطرف سلطانيّه رفت بعد از آنكه دو فرسنگ پياده رفته بود گلهء دايهء خود را در حوالى كوه سهند بديد . بر آن اسبان و زين گلهبانان سوار شد و به سلطانيّه آمد . بعد از دو روز امير عادل با مجموع « [ 2 ] » امراء و اركان دولت و شاه منصور به سلطانيّه رسيدند و سلطان بايزيد را به سلطنت نشاندند و رسم تعظيم و تكريم مرئى داشتند . بعد از آن جانقى كردند و گفتند اگر شاه منصور بهطرف سلطان احمد رود تدبير ايشان كردن متعذّر شود . شاه منصور را مقيّد كردند و به قلعهء كراوتو فرستادند و خود متوجّه تبريز شدند . چون به حوالى ميانه [ 125 - آ ] رسيدند پسر شيخ على اناق ياغى باستى و پسر بيرم بيك « [ 3 ] » ابو سعيد بگريختند و به سلطان احمد پيوستند و صورت اتّفاق امرا و قرار سلطنت بر سلطان بايزيد و يك جهتى اطراف بگفتند ، سلطان احمد در سلطنت قريب العهد بود بالضّروره فرار نمود و از راه مرند بيرون رفت . عادل آقا چون به تبريز رسيد در تبريز بودن صلاح نديد در عقب سلطان احمد روان شد و عبّاس آقا و مسافر ايوداچى را بهجهت نسق معاملات و يراق لشكريان در تبريز بگذاشت و خود در حوالى مرند متمكّن شد و محمّد دواتى و قرابسطام و جمعى از مخصوصان خود بر سبيل منقلا بر كنار آب ارس فرستاد و ايشان پل ضياء الملك را محكم كردند و در آن حدود مىبودند . سلطان احمد در خفيه محمّد دواتى را دعوت كرد و گفت كه شما بندگان پدر من بوديد « [ 4 ] » و اكنون ملازمت عادل اختيار كردهايد و با من مخالفت مىكنيد اين معنى عيبى عظيم است و به همينصورت پيش عبّاس آقا و مسافر ايوداچى پيغام « [ 5 ] » فرستاد و ايشان را با خود متّفق گردانيد . امّا چون عادل آقا محكم بود و لشكر بسيار پيش او جمع بود « [ 6 ] » از او متوهّم بودند بلجار كردند كه در يك روز معيّن محمّد دواتى در منقلا ياغى شود و عبّاس و مسافر در تبريز مخالفت ظاهر گردانند . « [ 7 ] » چون محمّد دواتى ياغى شد بعضى از مخصوصان امير عادل را مقيّد گردانيد « [ 8 ] » و جمعى را جهت اخبار احوال پيش امير عادل فرستاد . چون اين خبر پيش امير عادل رسيد ، « [ 9 ] » خواست كه عبّاس و مسافر را بطلبد و
--> ( [ 1 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : جمعى . ( [ 3 ] ) - م و ل : بيرم كتل . ( [ 4 ] ) - م و ل : باشيد . ( [ 5 ] ) - ت : از « و مسافر ايوداچى پيغام » ندارد . ( [ 6 ] ) - م : ندارد . ( [ 7 ] ) - م و ت : گرداند . ( [ 8 ] ) - ت : گردانيدند . ( [ 9 ] ) - ت : فرستادند .