عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
949
زبدة التواريخ ( فارسى )
نسبت با لشكر منصور و غيرهم به تقديم رسانيده بودند « [ 1 ] » امرا برحسب فرمان ابتدا به اكراد در بند و آن مواضع كرده اكثر ايشان را كه « [ 2 ] » بهجهت كثرت برف و سختى « [ 3 ] » سرما در آن ايّام در آن « [ 4 ] » صحرا نشسته بودند . ناگاه بر سر ايشان هجوم كردند و آن شياطين را بر مثال مردهئى به تير شهابمثال و شمشير برقهمال مرجوم گردانيدند . « [ 5 ] » جماعتى خواستند كه از آن بلا بگريزند و از شرر آن آتش غضب بپرهيزند امّا هيهات بيخ فسادى كه به دست خود نشانده بودند ميوهء پشيمانى بار آورد و آتش فتنه كه خود افروخته بودند ايشان را سوخته « [ 6 ] » و هلاك گردانيد ، جمعى پناه به كوه بردند و بهواسطهء كثرت و شدّت برف راه بيرون رفتن نيافتند ، بازگرديده به تضرّع و زارى امان طلبيدند و فوج فوج عرصهء تيغ بىدريغ شدند عالم سفيدكار بر چشم ايشان چون پرغراب گشت و روى برف از خونشان چون منقار طوطى شد : ز بس كشته كافكند بر كوه و دشت * جهان گفت بس كن كه از حدّ گذشت بعد از قتل كردان و استيصال ايشان روى به صوب بغداد آوردند و راهها را چنان بربستند كه كبوتر هادى را از آن وادى مجال پرواز نبود و على الغفلة آخر روزى به شهر بغداد رسيدند . سلطان احمد يك نوجامه خود را در كشتى انداخته از آب شط عبور كرده از آن جانب سوار شده و با پنجكس بر اسبان بادپيماى جان به حيله به در برده متوجّه حلّه شد لشكر را آن شب توقّف افتاد و چون بامداد توجّه سلطان « [ 7 ] » به صوب حلّه تحقيق كردند امير جهانشاه بهادر با جماعتى مردان مرد ، دليران روز نبرد تيكاميشى كرده تا جسر حلّه در عقب او « [ 8 ] » رفتند و چون جسر [ را ] بريده بودند آنجا متوقّف شدند . آمدن ايلچى ايلدرم بايزيد به قراباغ ارّان « [ 9 ] » به درگاه « [ 10 ] » حضرت صاحب قرانى آن لشكر كه به بغداد رفتند بعد از آنكه سلطان احمد را از آن حدود بيرون كردند مراجعت نموده باز پيش حضرت صاحب قرانى آمدند و امير قرايوسف در ممالك روم هنوز پيش ايلدرم بايزيد بود و حضرت صاحب قرانى بهجهت آنكه امير « [ 11 ] » قرا يوسف از
--> ( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : ويخ . ( [ 4 ] ) - ت : ندارد . ( [ 5 ] ) - م : گردانيد . ( [ 6 ] ) - ت : سوخت . ( [ 7 ] ) - ت : او . ( [ 8 ] ) - م : ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : به پيش . ( [ 11 ] ) - ت : ندارد .