عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
946
زبدة التواريخ ( فارسى )
در گذشته هداياى ايشان قبول فرمود و مقرّر گردانيد كه بعد از اين در مقام عبوديّت ثابت بوده به وظايف نيك بندگى و خدمات پسنديده قيام نمايند و در مراسلات و آمد شد برگشايند و مسلمانان را در مقام خود ايمن و عزيز دارند و قواعد بىدينان در بلاد مؤمنان آشكارا نكنند . چون بدين شرايط ملتزم شدند و بر آن عهد و پيمان مؤكّد گردانيدند حضرت صاحب قرانى ايلچيان ايشان را نواخته و خلعت پوشانيده خوشدل بازگردانيد و از آنجا به عزيمت قشلاق قراباغ متوجه ارّان شد . و حوادثى كه در آن ولا واقع شده ثبت گردانيم « [ 1 ] » . ذكر قشلاق فرمودن حضرت صاحب قرانى در قراباغ ارّان چون قضاياى گرجستان « [ 2 ] » برموجب دلخواه به آخر رسيد و گردنكشان ايشان سر بر ربقهء طاعت و عبوديّت نهادند بندگى حضرت صاحب قرانى متوجّه مشتاة « [ 3 ] » قراباغ گشته يمن بر يمين و يسر بر يسار در اواخر ربيع الاوّل سنهء اربع و ثمانمايه به منزل قراباغ فرود آمدند . امراى عظام و نوييان گرام و شهزادگان نامدار و خواتين كامكار سراپردههاى حشمتپناه و خيمه و خرگاه در آن اراضى بازكشيدند و اعلام نصر « [ 4 ] » و فيروزى در آن صحارى به آسمان رسانيدند « [ 5 ] » . در اين اثنا اميرزاده اعظم اعدل خلاصهء عناصر و اركان ولىّ العهد فى الزّمان المخصوص بعنايت الرّحمن اميرزادهء جهان و جهانيان محمّد سلطان - نوّر اللّه مرقده - كه برق تيغش چون تيغ برق كشورگشاى بود و آفتاب رايتش چون رايت آفتاب عالمآراى از ممالك ماوراء النهر با حشمى وافر و لشكرى متكاثر و تجمّلى بغايت و عظمتى بىنهايت متوجّه حضرت شده چون نزديك رسيد مجموع شهزادگان اميرزاده اميرانشاه بهادر و اميرزادهء اعظم سلطان الزّمان اميرزاده شاهرخ بهادر - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - و اميرزاده پير محمّد و اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده ابا بكر و اميرزاده خليل سلطان بهادر و اميرزاده احمد و از امرا امير سليمانشاه بهادر و امير جهانشاه بهادر و غيرهم به استقبال او چندفرسخ برفتند و در موضعى كه به آق قوبلغ موسوم است با
--> ( [ 1 ] ) - ت : از « و حوادثى كه در آن . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : گرج . ( [ 3 ] ) - م در حاشيه : يعنى قشلاق ، ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : ظفر . ( [ 5 ] ) - ت : رسانيد .