عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
918
زبدة التواريخ ( فارسى )
والى مصر فرّخ بن برقوق اعزاز و اكرام او پيش از حدّ و اندازه كرد . چون دو روز بر اين گذشت حضرت صاحب قرانى از مردم عاقل كارديده رسولى به والى مصر فرستاد مضمون رسالت آنكه عزيمت جزم « [ 1 ] » ما در كارها دانستهايد و همّت عالى ما در قضايا شناخته و دامنگير مردان در امور غيرت و ناموس است و مطلوب پادشاهان از گرفتن مملكت جز اين نه آرى « [ 2 ] » : مصراع همهكار جهان ناموس و نام است به كرّات اتلمش را طلب داشتيم « [ 3 ] » نفرستادند و تعلّل و تهاون در آن باب به مرتبهئى رسانيدند كه عنان عزيمت ما را بدين جانب گردانيد « [ 4 ] » . بيت ستيزه بهجايى رساند سخن * كه ويران كند خاندان كهن و با اين همه اگر از عاقبت كار بينديشند « [ 5 ] » و به فرستادن او قضيّه گذشته را تدارك نمايند دربارهء خود نيكويى كرده باشند و منّت بر اهالى مملكت و اهل و عيال خود نهاده و نيز با ما در دوستى گشاده شود و عرض و مال و ملك و منال و اهل و عيال رعايا را از آسيب لشكر جرّار ما نگاه داشته به خلاف گذشته مقدم ايلچى را به اعزاز پيش آمدند و مراسم تعظيم و بزرگداشت بهجاى آوردند [ 211 - ب ] و در اين ميانه رعداندازان و چرخگشايان و ناوكزنان و آنچه از اين جنس است و استعدادات حرب بر ايلچى عرض مىكردند و نمىدانستند كه از اين قبيل بيشتر از دههزار مرد كارآزمودهء جنگها ديده در اردوى همايون زيادت بودند . القصّه ، در آخر ايلچى از مردم حسابى با او روانه گردانيدند و تقبّل نمودند « [ 6 ] » كه تا پنج روز ديگر اتلمش را بفرستيم و اگر حضرت صاحب قرانى من بعد به « [ 7 ] » سر عنايت آيد آنچه طريقهء فرمانبردارى باشد بهجاى آريم و بدانچه در وسع ما گنجد رضاى مبارك « [ 8 ] » او طلبيم . چون ايلچى به بساط بوس رسيد چنان كه « [ 9 ] » از مكارم ملوك سزد او را بنواخت و به تشريف و صله « [ 10 ] » مخصوص گردانيد و وعدههاى نيكو داده خوشدل بازفرستاد .
--> ( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : مملكتها امّا خزاين نه . ( [ 3 ] ) - م و ل : كرديم . ( [ 4 ] ) - م و ل : آورد . ( [ 5 ] ) - ت : بينديشيد . ( [ 6 ] ) - ت : نمود . ( [ 7 ] ) - م و ت : با . ( [ 8 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 9 ] ) - م و ل : چنانچه . ( [ 10 ] ) - ت : صلات .